
نسبتهای مالی چیست؟ با انواع آن آشنا شوید!
برای تجزیهوتحلیل وضعیت مالی یک شرکت نمیتوان فقط به صورتهای مالی و ارقام آن اکتفا کرد. بلکه ایجاد ارتباط معنیدار میان مفاهیم و اقلام این صورتها و مقایسه آنها با یکدیگر، دیدگاه جامع و دقیقتری برای بررسی وضعیت فعلی شرکت و پیشبینی آینده آن بهدست میدهد.
نسبتهای مالی، اقلام موجود در صورتهای مالی بررسی شده و آنها را از مفهوم ریالی به نسبتهای قابل مقایسه تبدیل میکند. این نسبتها میان عوامل مؤثر صورتهای مالی ارتباط معنیدار برقرار کرده و با ایجاد این ارتباط بین اطلاعات موجود در گزارشهای مالی، به استفادهکنندگان قدرت تحلیل میدهد.
نکات کلیدی:
- ارتباط منطقی و ریاضی که بین اقلام موجود در صورتهای مالی وجود دارد و بهصورت نسبت بیان میشود، نسبت مالی نام دارد.
- این نسبتها به سرمایهگذاران کمک میکنند تا با دیدی دقیقتر به ارزیابی سودآوری، رشد و جذابیت سرمایهگذاری در یک شرکت بپردازند.
- نسبتهای نقدینگی، توانایی نقدی شرکت را بررسی میکنند و به ارزیابی توانایی بازپرداخت بدهیهای جاری و تعهدات کوتاهمدت شرکت میپردازند.
- نسبتهای سودآوری نشاندهنده منبع درآمد شرکت و تاثیر آن بر کل سود شرکت هستند.
- نسبتهای کارایی یا فعالیت برای ارزیابی عملکرد و کارایی یک شرکت در استفاده از داراییها و منابع خود به کار میروند.
- نسبتهای سرمایهگذاری و اهرمی به تحلیلگران و سرمایهگذاران کمک میکنند تا بازده سرمایهگذاریهای یک شرکت و جذابیت آن به عنوان یک فرصت سرمایهگذاری را ارزیابی کنند.
نسبتهای مالی چیست؟
به ارتباط منطقی و ریاضی که بین اقلام موجود در صورتهای مالی وجود دارد و بهصورت نسبت بیان میشود، نسبت مالی میگویند. از نسبتهای مالی بهمنظور ارزیابی کیفی اطلاعات کمی، ارائه گزارش و طبقهبندی صورتهای استفاده میشود. نکته قابلتوجه در بررسی نسبتهای مالی این است که از هر نسبت مالی میتوان بهعنوان یک سیگنال خبری در کنار سایر نسبتها، استفاده کرد و در تصمیمگیری نباید فقط یک نسبت مالی را بهعنوان ملاک تصمیمگیری قرار داد. گزارشهایی که براساس نسبتهای مالی ایجاد میشوند، نتایج عملیات و وضعیت مالی شرکت را در یک دوره مالی خاص بیان میکنند.
بیشتر بخوانید: تحلیل بنیادی در بورس
طبقهبندی کلی نسبتهای مالی:
در یک طبقهبندی کلی و با توجه به ماهیت نسبتهای مالی، هر یک از آنها در یکی از گروههای زیر قرار میگیرند:
- گروه اول- نسبتهای نقدینگی
- گروه دوم- نسبتهای سودآوری
- گروه سوم-نسبتهای کارایی
- گروه چهارم- نسبتهای سرمایهگذاری و اهرمی
گروه دیگری از نسبتهای مالی، نشاندهنده وضعیت سهام شرکت در بازار هستند؛ به این نسبتها، نسبتهای بازار گفته میشود که در مطالب بعدی، به توضیح این گروه از نسبتها خواهیم پرداخت.
نسبتهای نقدینگی:
نسبتهای نقدینگی، توانایی نقدی شرکت را بررسی میکند و به ارزیابی توانایی بازپرداخت بدهیهای جاری و تعهدات کوتاهمدت شرکت میپردازد. از مهمترین و رایجترین نسبتهای این گروه میتوان، نسبت جاری و آنی(سریع) را نام برد.

1- نسبت جاری:
مفهوم نسبت جاری آن است که داراییهای جاری شرکت تا چه حد بدهیهای جاری آن را پوشش میدهند. به بیان ساده این نسبت توانایی شرکت را در پرداخت بدهیهای کوتاهمدت (جاری) از طریق داراییهای کوتاهمدت (جاری) نشان میدهد. برخی از تحلیلگران معتقدند عدد مناسب برای این نسبت یک است و اگر این نسبت کمتر از یک باشد، شرکت در پرداخت تعهدات کوتاهمدت خود دچار مشکل است.
نحوه محاسبه نسبت جاری:
نسبت جاری حاصل تقسیم داراییهای جاری بر بدهیهای جاری شرکت است.

تجزیهوتحلیل نسبت جاری:
بالا بودن نسبت جاری به این معناست که بستانکاران میتوانند نسبت به دریافت اصل وام و سود خود از شرکت، اطمینان کافی داشته باشند. لذا شرکت بهراحتی میتواند کمبود نقدینگی خود را از محل استقراض از بستانکاران تأمین کند. از سوی دیگر به دلیل ارتباط معنادار میان ریسک و بازده، کاهش ریسک بستانکاران در مقابل کاهش بازده سهامداران قرار دارد. از طرفی تمرکز بیشازحد بر داراییهای جاری که بخش غیر مولد شرکت محسوب میشود، بهنوعی شرکت را دچار عدم مدیریت نقدینگی میکند. در تعیین حد مطلوب و مناسب برای نسبت جاری، نوع فعالیت شرکت، اوضاع کلان اقتصادی، ترکیب داراییهای جاری و موقعیت و اعتبار شرکت تأثیر بهسزایی میگذارند.
چنانچه نسبت جاری بیشازحد بالا باشد به این معناست که شرکت به نحو مطلوب از داراییهای جاری خود برای سودآوری استفاده نمیکند. از طرف دیگر پایین بودن این نسبت نشاندهنده وضعیت نامطلوب نقدینگی شرکت است و شرکت باید انواع داراییهای جاری از جمله موجودی نقد، حسابها و اسناد دریافتنی، اوراق بهادار کوتاهمدت و یا موجودیها را افزایش دهد.
به عنوان مثال نسبتهای جاری شرکت الف در ۵ سال مالی متوالی بهصورت زیر است:
| سال مالی | ۱۳۹۰ | ۱۳۹۱ | ۱۳۹۲ | ۱۳۹۳ | ۱۳۹۴ |
| نسبت جاری | ۱/۳۷ | ۰/۸۰ | ۰/۸۷ | ۱/۱۳ | ۰/۸۲ |
میانگین نسبت جاری در این شرکت برابر با ۰/۹۹ است. با توجه به نظر برخی تحلیلگران که عدد مناسب را برای این نسبت یک تشخیص دادهاند، عدد حاصل شده تقریباً مناسب است. همانطور که در جدول بالا قابل مشاهده است در سالهای مورد بررسی این نسبت تقریباً در بازه ۰/۸ تا ۰/۸۷ قرار دارد. میتوان گفت شرکت ریسک خود را مدیریت کرده و بستانکاران با ریسک سوخت مطالباتشان مواجه نخواهند شد. اما بهمنظور بررسی عدم تأخیر در وصول مطالبات، باید به سایر نسبتهای مالی نیز توجه کرد. برای قضاوت سال مالی ۱۳۹۳ که شرکت بیشترین مقدار نسبت جاری را به خود اختصاص داده است باید به سایر اقلام صورتهای مالی شرکت مراجعه کرد. در مجموع میتوان گفت شرکت ریسک کمتری را به بستانکاران انتقال داده اما در مقابل سود کمتری را هم برای سهامداران به همراه داشته است.
استفادهکنندگان از نسبت جاری:
اکثر استفادهکنندگان از نسبتهای جاری، بستانکاران کوتاهمدت و اعتباردهندگان به شرکتها هستند. چنانچه نسبت جاری بیشتر از یک باشد، اعتباردهندگان میتوانند نسبت به پرداخت مطالباتشان در سررسیدهای مشخصشده اطمینان داشته باشند.
2- نسبت آنی / سریع:
اگر از داراییهای جاری، موجودی کالا و پیشپرداختها را کسر کنیم عدد حاصل شده مقدار داراییهای سریع شرکت را نشان میدهد. این نوع دارایی شامل وجوه نقد، سپردههای بانکی، اوراق بهادار کوتاهمدت و حسابهای دریافتنی است. چون موجودی کالا و پیشپرداختیها را نمیتوان همیشه در کوتاهمدت به وجه نقد تبدیل کرد، این دو آیتم را از داراییهای جاری کم میکنیم. زیرا در صورت عدم حذف این دو آیتم، بستانکاران و اعتباردهندگان نمیتوانند توانایی بازپرداخت بدهیهای کوتاهمدت شرکت را ارزیابی کنند. برای بهدست آوردن نسبت آنی، باید میزان داراییهای سریع را نسبت به بدهیهای جاری بسنجیم و نسبت فوق را بهدست آوریم.
نحوه محاسبه نسبت آنی:

دارایی سریع: مجموع داراییهای جاری منهای موجودی کالا و پیشپرداختها
این نسبت ارتباط بین داراییهای جاری که به سرعت به وجه نقد تبدیل میشوند و بدهیهای جاری را بیان میکند.
تجزیه و تحلیل نسبت آنی:
از بالا بودن عدد نسبت سریع (آنی) دو برداشت میتوان داشت:
۱-ایجاد اطمینان خاطر بیشتر برای اعتباردهندگان کوتاهمدت شرکت
۲-بیش از حد بودن نقدینگی و یا مطالبات شرکت
هر دو عامل ذکر شده در بالا بهدلیل ضعف مدیریت شرکت یا محافظهکاری بیشازحد شرکت در تأمین نقدینگی جاری، اتفاق میافتد.
پایین بودن این نسبت بیانگر احتمال وجود مشکلات آتی در پرداخت تعهدات کوتاهمدت برای شرکت است. گروهی از تحلیلگران معتقدند چنانچه نسبت آنی کمتر از یک باشد، شرکت در معرض خطر عدم توانایی پرداخت سریع بدهیها، قرار دارد.
نسبت آنی شرکت معمولا از نسبت جاری آن کوچکتر است؛ زیرا موجودی کالا و اسناد پرداختنی که در نسبت جاری وجود دارد در نسبت آنی لحاظ نمیشود.
تفاوت نسبت جاری و آنی
از مقایسه نسبت جاری و آنی شرکت در یک دوره چند ساله یکی از نتایج زیر حاصل میشود:
الف- ثبات نسبی: ممکن است اختلاف دو نسبت در طی سنوات گذشته ثابت باقیمانده باشد که در این حالت میان موجودیها و حجم تولید و فروش شرکت تناسب برقرار است. به این معنا که شرکت تغییر اساسی در روند حال حاضر خود نسبت به گذشته ایجاد نکرده است.
ب- افت نسبی: چنانچه روند تفاضل نسبت جاری و آنی در طی چند سال نزولی باشد، بهگونهای که نسبت آنی کمتر از نسبت جاری باشد، افت نسبی به وجود آمده است. این موضوع بیانگر آن است که موجودی مواد اولیه و میزان تولید، هماهنگ با فروش رشد نکرده است. درصورتیکه سایر اطلاعات تکمیلی نیز این موضوع را تایید کنند، شرکت باید در آینده نزدیک برای حفظ موقعیت خود برنامههای توسعهای داشته باشد.
ج- رشد نسبی: این حالت زمانی اتفاق میافتد که اختلاف میان دو نسبت در طی سالها، روند افزایشی داشته باشد. این امر میتواند نشان
موضوع میتواند به علت وجود مشکل در فروش محصولات، باشد.
نسبتهای آنی شرکت (الف) طی ۵ سال از سال ۱۳۹۰ تا ۱۳۹۴، در جدول زیر قابل مشاهده است:
| سال مالی | ۱۳۹۰ | ۱۳۹۱ | ۱۳۹۲ | ۱۳۹۳ | ۱۳۹۴ |
| نسبت آنی | ۰/۶۳ | ۰/۳۸ | ۰/۴۶ | ۰/۷۶ | ۰/۴۲ |
| نسبت جاری | ۱/۳۷ | ۰/۸۰ | ۰/۸۷ | ۱/۱۳ | ۰/۸۲ |
| سال مالی | ۱۳۹۰ | ۱۳۹۱ | ۱۳۹۲ | ۱۳۹۳ | ۱۳۹۴ |
| نسبت آنی | ۰/۶۳ | ۰/۳۸ | ۰/۴۶ | ۰/۷۶ | ۰/۴۲ |
| نسبت جاری | ۱/۳۷ | ۰/۸۰ | ۰/۸۷ | ۱/۱۳ | ۰/۸۲ |
میانگین نسبت آنی برای شرکت «الف» در ۵ سال موردنظر ۰/۵۳ و میانگین نسبت جاری شرکت ۰/۹۹ است. تفاوت این دو نسبت ناشی از موجودی کالا و اسناد پرداختنی شرکت بوده و روند اختلاف نسبت جاری و نسبت آنی شرکت در طی این سالها تقریبا ثابت باقیمانده و درنتیجه در حالت «ثبات نسبی» قرار دارد.
نسبتهای سودآوری:
نسبتهای سودآوری نشاندهنده منبع درآمد شرکت و تأثیر آن بر کل سود شرکت است. این نسبتها یکی از شاخصهای مهم در تعیین کارایی مدیریت شرکت، توانایی در کسب سود یا نرخ بازگشت مناسب در سرمایهگذاریها است. نسبتهای سودآوری، نحوه تامین سود شرکت از محل درآمدها، فروش، نرخ بازگشت سرمایهگذاریها و … را بررسی میکند. در نتیجه میتوان گفت این نسبتها در ارزیابی کفایت مدیریت شرکت در تحصیل سود و عملکرد کلی نقش بسزایی دارند.

1- نسبت سود ناخالص به فروش:
نسبت سود ناخالص به فروش نشان میدهد که از هر یک ریال فروش شرکت، چند درصد سود به دست آمده است. این نسبت، عملیات اجرایی و کسب درآمد شرکت را ارزیابی میکند و همچنین توانایی شرکت در کنترل بهای تمام شده کالای فروشرفته را بررسی کرده و رابطهی بین فروش و هزینههای تولید کالای فروختهشده را نشان میدهد. نسبت سود ناخالص به فروش، تأثیر غیرمستقیم بهای تمام شده کالا را در سود شرکت نمایش میدهد.
نحوه محاسبه نسبت سود ناخالص به فروش:
برای محاسبه نسبت سود ناخالص به فروش کافی است، سود ناخالص (قبل از کسر مالیات) را بر فروش تقسیم کنیم و عدد حاصل را در ۱۰۰ ضرب کنیم؛

نحوه محاسبه سود ناخالص: بهمنظور محاسبه سود ناخالص کافی است بهای تمامشده کالاهای فروخته شده را از مبلغ فروش شرکت، کسر کنیم.
تجزیهوتحلیل نسبت سود ناخالص به فروش:
بالا بودن نسبت سود ناخالص به فروش، نشاندهنده این است که شرکت توانسته کالاهای خود را با قیمتی بالاتر از بهای تمامشده به فروش برساند. بالا بودن میزان این نسبت، نشانه خوبی برای شرکت محسوب میشود؛ زیرا بیانگر میزان سود ناخالص شرکت از هر یک ریال فروش محصولات و خدمات آن است.
رشد این نسبت، موفقیت شرکت در تولید ارزانتر کالا یا فروش آن به قیمت بالاتر را نشان میدهد. در مقابل، پایین بودن این نسبت، شرکت را از نظر رقابتی در وضعیت نامناسبی قرار میدهد. چنانچه این نسبت را از عدد ۱ کسر کنیم، عدد بهدستآمده نسبت بهای تمامشده به فروش را نمایش میدهد.
2- نسبت سود عملیاتی:
نسبت سود عملیاتی تاثیر فروش در سود عملیاتی را نشان میدهد. برای درک بهتر این نسبت به توضیح مختصری در خصوص سود عملیاتی میپردازیم؛ سود عملیاتی حاصل تفاوت درآمدهای عملیاتی از هزینههای مربوط به تولید محصول مانند بهای تمامشده کالا، هزینههای اداری و عمومی و توزیع و فروش است.
نسبت سود عملیاتی نشاندهنده این است که هر یک ریال فروش محصولات یا خدمات چه تأثیری در سود عملیاتی شرکت دارد.
نحوه محاسبه نسبت سود عملیاتی:
برای محاسبه نسبت سود عملیاتی شرکت کافی است میزان سود عملیاتی آن را بر مبلغ فروش تقسیم کنیم.

تجزیهوتحلیل نسبت سود عملیاتی:
بالا بودن نسبت سود عملیاتی نشاندهنده موفقیت شرکت در ایجاد سود حاصل از عملیات معمولی خود است. کاهش مستمر این نسبت میتواند شرکت را در شرایط پر ریسک قرار دهد.
3- نسبت بازده فروش:
نسبت بازده فروش نشان میدهد از هر یک ریال فروش چه میزان سود خالص برای شرکت ایجاد شده است. این نسبت مقیاس سودآوری شرکت است و هزینههایی مانند هزینه تأمین مالی شرکت که ارتباطی با فروش ندارد، در این نسبت تأثیر داده میشود.
نحوه محاسبه نسبت بازده فروش:
برای محاسبه نسبت بازده فروش باید سود خالص (سود ویژه قبل از مالیات) را بر فروش خالص تقسیم کنیم.

تجزیهوتحلیل نسبت بازده فروش:
رشد نسبت بازده فروش، در طول دورههای زمانی نشاندهنده بهبود عملیات شرکت است و درصورتیکه عملیات شرکت در سطح فعلی حفظ شود، میتوان انتظار بازده بیشتری را در آینده داشت. استمرار روند رو به رشد در نسبت بازده فروش، اغلب در شرایط انحصار کامل برای شرکت ایجاد میشود؛ زیرا مشتری قدرت چانهزنی زیادی نداشته و رقبای زیادی در بازار وجود ندارد.
معمولاً نسبت بازده فروش برای یک شرکت بهسختی در بلندمدت روند رو به رشد خود را حفظ میکند دلیل این امر آن است که بعد از یک دوره موقت رقبای جدید وارد بازار شده و آن را از انحصار کامل خارج میکنند و زمینه را برای کاهش این نسبت فراهم میآورند.
4- نسبت بازده ارزش ویژه:
نسبت بازده ارزش ویژه بیان میکند از هر یک ریال حقوق صاحبان سهام چه میزان سود خالص برای شرکت ایجاد شده است. این نسبت، بازدهی متعلق به صاحبان سهام را نمایش میدهد.
نحوه محاسبه نسبت بازده ارزش ویژه:
برای محاسبه نسبت بازده ارزش ویژه، ابتدا در صورت وجود سهام ممتاز در شرکت، سود آن را از سود خالص کسر کرده و سپس عدد بهدستآمده را بر حقوق صاحبان سهام تقسیم میکنیم. برای بیان این نسبت بهصورت درصد،عدد حاصل را در ۱۰۰ ضرب میکنیم.

تجزیهوتحلیل نسبت بازده ارزش ویژه:
بهمنظور تحلیل نسبت بازده ارزش ویژه، باید ابتدا با مفهوم ارزش ویژه آشنا شویم؛ ارزش ویژه یا حقوق صاحبان سهام، حاصل تفاضل بدهیهای جاری از داراییهای جاری ترازنامه شرکت است.
حقوق صاحبان سهام مجموع سرمایهای است که در اختیار شرکت قرار دارد. بدیهی است بزرگ بودن این نسبت، بسیار مطلوب سهامداران شرکتها است و در حقیقت صاحبان سهام شرکت، این نسبت را مهمترین نسبت مالی میدانند؛ زیرا نتایج سرمایهگذاری ایشان را نشان میدهد. نسبت بازده ارزش ویژه بیانکننده میزان موفقیت شرکت در حداکثر نمودن بازده سهامداران عادی است.
5- نسبت بازده داراییها:
نسبت بازده داراییهای نشاندهنده آن است که شرکت چگونه از منابع و دارایی تحت اختیار خود برای کسب سود استفاده کرده است و برای سرمایهگذاران و اعتباردهندگان خود بازدهی ایجاد نموده است. نسبت بازده داراییها میتواند شاخص نهایی برای ارزیابی کفایت و کارایی مدیریت شرکت باشد.
نحوه محاسبه نسبت داراییها:
برای محاسبه این نسبت باید سود خالص قبل از کسر مالیات را بر متوسط داراییهای شرکت، تقسیم کنیم.

نحوه محاسبه میانگین یا متوسط داراییهای شرکت:
متوسط داراییها برابر است با مجموع داراییها در ابتدا و انتهای دوره مالی مورد بررسی تقسیم بر ۲
تجزیهوتحلیل نسبت داراییها:
نسبت بازده داراییها، بازدهی ایجاد شده بهواسطه داراییهای شرکت را مشخص میکند. بالا بودن عدد حاصل از این نسبت، موفقیت شرکت را در استفاده مناسب از داراییهای خود نشان میدهد و هر چه عدد نسبت بالاتر باشد، به معنای کسب سود بیشتر از داراییهای موجود شرکت است.
6- نسبت بازده سرمایه در گردش:
برای توضیح این نسبت ابتدا به بررسی مفهوم سرمایه در گردش میپردازیم. سرمایه در گردش شرکت، حاصل تفاضل بدهیهای جاری از داراییهای جاری آن است. در واقع این نسبت بیانکننده میزان سود خالص (قبل از کسر مالیات) شرکت از سرمایه در گردش آن است.
نحوه محاسبه نسبت سرمایه در گردش:
نسبت بازده سرمایه در گردش حاصل تقسیم سود خالص (قبل از کسر مالیات) بر سرمایه در گردش شرکت است.

با فرض ثابت بودن سرمایه در گردش، رشد سود خالص موجب افزایش بازده سرمایه در گردش خواهد شد. با توجه به اینکه سرمایه در گردش حاصل تفاوت داراییهای جاری از بدهیهای جاری است و چون دارایی جاری ماهیت نقدی دارد، برای افزایش بازدهی باید بهطور پیدرپی در حال تبدیل به هزینه، محصول و مجدداً به دارایی باشد. نسبت بازده سرمایه در گردش، در ارزیابی کارایی شرکت در زمینه به کارگیری سرمایه در گردش برای افزایش فروش، مورد استفاده قرار میگیرد. لازم به ذکر است سرمایه در گردش ارتباط مستقیمی با فروش، موجودیها، وجوه نقد و حسابهای دریافتنی دارد.
نسبتهای کارایی(نسبت فعالیت):
نسبتهای کارایی یکی از مهمترین گروههای نسبتهای مالی هستند که برای ارزیابی عملکرد و کارایی یک شرکت در استفاده از داراییها و منابع خود به کار میروند. این نسبتها به سرمایهگذاران، مدیران و تحلیلگران کمک میکنند تا بفهمند که یک شرکت تا چه حد میتواند از منابع خود به صورت بهینه بهرهبرداری کند. در ادامه، چند نمونه از نسبتهای کارایی مهم توضیح داده میشود:
1- نسبت گردش موجودی کالا
این نسبت نشان میدهد که شرکت چقدر سریع میتواند موجودی کالای خود را به فروش برساند. فرمول آن به شکل زیر است:

به طور مثال: نسبت گردش موجودی کالا یک شرکت 65 روز است، یعنی آن شرکت 65 روز بعد از دریافت مواد اولیه، توانسته کالای مورد نظر را تولید و به فروش برساند.
2- نسبت گردش داراییها
این نسبت نشان دهنده آن است که شرکت تا چه میزان توانسته از کل داراییهای خود برای ایجاد درآمد استفاده کند. فرمول آن به شکل زیر است:

*هرچه عدد بالاتر باشد، نشاندهنده آن است که شرکت به خوبی از داراییهای خود برای افزایش درآمد استفاده کرده است.
3- نسبت گردش حسابهای دریافتنی
این نسبت بیانگر سرعت جمعآوری حسابهای دریافتنی از مشتریان است و از فرمول زیر محاسبه میشود:

*عدد بالاتر به این معنی است که شرکت سریعتر میتواند پول فروش نسیه را دریافت و به بهبود نقدینگی شرکت کمک میکند.
4- نسبت دوره وصول مطالبات
این نسبت نشان میدهد که شرکت به طور متوسط چند روز طول میکشد تا مطالبات خود را وصول کند:

*دوره کوتاهتر وصول مطالبات نشاندهنده عملکرد بهتر در جمعآوری نقدینگی از مشتریان است.
5- نسبت پرداخت بدهی
این نسبت نشان دهنده متوسط روزهای پرداخت بدهی به تامین کنندگان است. برای به دست آوردن این نسبت، از فرمول زیر استفاده میشود:

*کم بودن این نسبت، نشان دهنده آن است که شرکت به سمت خرید نقدی است.
6- اهمیت نسبتهای کارایی
نسبتهای کارایی برای شرکتها اهمیت زیادی دارند زیرا نشان میدهند که شرکت میتواند از داراییها و سرمایه در اختیارش به نحو موثر بهرهبرداری کند یا خیر. کارایی بالاتر به کاهش هزینهها، بهبود جریان نقدی و افزایش سودآوری کمک میکند و برای سرمایهگذاران نیز به عنوان نشانهای از سلامت مالی و توانایی مدیریت شرکت در بهرهبرداری از منابع است.
نسبتهای سرمایهگذاری و اهرمی
نسبتهای سرمایهگذاری یکی از مهمترین دستههای نسبتهای مالی هستند که به تحلیلگران و سرمایهگذاران کمک میکنند تا بازده سرمایهگذاریهای یک شرکت و جذابیت آن به عنوان یک فرصت سرمایهگذاری را ارزیابی کنند. این نسبتها درک بهتری از وضعیت سودآوری، رشد و میزان جذب سرمایه برای سرمایهگذاران فراهم میکنند. در ادامه، به برخی از نسبتهای سرمایهگذاری مهم اشاره میکنیم:
1- نسبت بدهی
نسبت بدهی، نشان دهنده آن است که چه میزان از داراییهای کل شرکت را بدهی تشکیل داده است. این نسبت از طریق فرمول زیر به دست میآید.

2- نسبت دارایی ثابت به ارزش ویژه
نسبت دارایی ثابت به ارزش ویژه نشان دهنده آن است که چه مقدار از ارزش ویژه شرکت صرف خرید داراییهای ثابت شده است. برای محاسبه این نسبت باید از فرمول زیر استفاده شود:

3- نسبت کل بدهی به ارزش ویژه
این شاخص نشان دهنده، توانایی شرکت در بازپرداخت بدهیهای خود است. هرچه این شاخص کمتر باشد، ریسک مالی شرکت کاهش پیدا میکند و وامدهندگان تمایل بیشتری به ارائه وام خواهند داشت.

4- نسبت بدهی جاری به ارزش ویژه
این نسبت، ارتباط بین بدهیهای جاری شرکت را با ارزش ویژه نشان میدهد. برای محاسبه این نسبت از فرمول زیر استفاده میشود.

5- نسبت بدهی بلندمدت به ارزش ویژه
این نسبت، رابطه بین بدهیهای بلندمدت با سررسید بیش از یک سال و ارزش ویژه شرکت را ارزیابی میکند. این نسبت از فرمول زیر به دست میآید.

6- نسبت مالکانه
نسبت مالکانه که به عنوان نسبت حقوق صاحبان سهام به کل داراییها شناخته میشود، نشان میدهد چه میزان از داراییهای شرکت از منابع متعلق به صاحبان سهام تامین شده است. هرچه این نسبت بالاتر باشد، ساختار مالی شرکت پایدارتر و توانایی آن برای مقابله با بدهیها بیشتر خواهد بود.

7- نسبت حقوق صاحبان سهام به کل بدهیها
این نسبت یک معیار مناسب برای به دست آوردن، سنگینی حقوق صاحبان سهام به وامهای دریافتی شرکت است که از طریق زیر به دست میآید.

8- نسبت حقوق صاحبان سهام به کل داراییهای ثابت
این نسبت سهم سهامداران در تامین مالی خرید داراییهای ثابت را نشان میدهد. میتوان از طریق فرمول زیر، این نسبت را به دست آورد.

اهمیت نسبتهای سرمایهگذاری
نسبتهای سرمایهگذاری به سرمایهگذاران کمک میکنند تا با دیدی دقیقتر به ارزیابی سودآوری، رشد و جذابیت سرمایهگذاری در یک شرکت بپردازند. این نسبتها برای تحلیل ارزشگذاری سهام و تصمیمگیریهای سرمایهگذاری کاربرد فراوان دارند و به سرمایهگذاران در تعیین اینکه آیا سهام یک شرکت ارزش خرید دارد یا خیر، کمک میکنند.
برای دریافت اطلاعات بیشتر نسبت به نسبتهای اهرمی میتوانید به مقاله زیر مراجعه کنید.
نسبت اهرمی چیست؟ انواع آن در بازارهای مالی
هدف از تجزیه و تحلیل صورت های مالی چیست؟
با تجزیه و تحلیل صورتهای مالی شرکتها، میتوان عملکرد مالی شرکت را ارزیابی کرد؛ وضعیت مالی ، میزان سودآوری، صحت و سقم گزارشهای مالی، درآمد، هزینهها، و جریان نقدی یک شرکت در صورتهای مالی آن مشخص است. مدیران برای تصمیمگیریهای مهم خود در زمینههای سرمایهگذاری، تامین مالی، بودجهبندی و برنامهریزی استراتژیک از صورتهای مالی استفاده میکنند. یکی از مهمترین اهداف بررسی صورتهای مالی، شناسایی ریسکهای مالی و بررسی میزان بازده سرمایهگذاریها است. تحلیل مقایسهای با رقبا از طریق صورتهای مالی به درک بهتر موقعیتهای بازار و شناسایی نقاط قوت و ضعف شرکت کمک میکند.
صورتهای مالی کمک میکنند تا با استفاده از اطلاعات مالی گذشته، عملکرد آینده را پیشبینی و طبق آن برنامههای مالی مناسبی تنظیم شود. در نهایت برای فراهم کردن اطلاعات مورد نیاز برای سرمایهگذاران و اعتباردهندگان برای ارزیابی و تصمیمگیری در مورد سرمایهگذاری یا اعطای اعتبار، باید از این صورتهای مالی استفاده کرد. پس با تجزیه و تحلیل صورتهای مالی، ذینفعان مختلف میتوانند اطلاعات جامعی در مورد وضعیت و عملکرد مالی شرکت به دست آورند و تصمیمات بهتری اتخاذ کنند.
سخن آخر
نسبتهای مالی به عنوان ابزارهایی کاربردی در تجزیه و تحلیل عملکرد و سلامت مالی شرکتها، نقش بسزایی در تصمیمگیریهای مالی و سرمایهگذاری دارند. با تحلیل این نسبتها، میتوان نقاط قوت و ضعف مالی شرکت را شناسایی کرده و در نتیجه، ریسکهای مرتبط با سرمایهگذاری را بهطور مؤثرتری مدیریت نمود. تسلط بر ارزیابی و تفسیر نسبتهای مالی به شما این امکان را میدهد که تصمیمات آگاهانهتری بگیرید و در نهایت، به بهبود عملکرد و دستیابی به اهداف مالی خود نزدیکتر شوید.







