دانش سرمایه‌گذاری
7 تیر 1404
12 دقیقه

منظور از ریسک و بازده در بورس و سرمایه‌گذاری چیست؟

ریسک و بازده دو مفهوم اساسی و مرتبط در بازار سرمایه هستند. بازده به سودی گفته می‌شود که یک سرمایه‌گذار از محل سرمایه‌گذاری خود به دست می‌آورد، در حالی که ریسک به احتمال تغییرات پیش‌بینی‌نشده در آن بازده اشاره دارد. به بیان ساده، هر چه انتظار برای کسب سود بیشتر باشد، معمولا باید ریسک بیشتری را هم پذیرفت.

مثلا سرمایه‌گذاری در سهام شرکت‌های نوپا می‌تواند بازده بالایی داشته باشد، اما احتمال ضرر هم در آن بیشتر است. در نتیجه، سرمایه‌گذاران باید با توجه به سطح ریسک‌پذیری خود، گزینه‌های مناسب را انتخاب کنند و توجه داشته باشند که بازده بیشتر همیشه با ریسک بالاتر همراه است در این مطلب، با تعریف دقیق این مفهوم، با انواع ریسک‌ها، فرمول‌های محاسبه بازده و استراتژی‌های ایجاد تعادل بین ریسک و بازده آشنا خواهیم شد.

نکات کلیدی

  • درک درست از رابطه بین ریسک و بازده، به جلوگیری از تصمیم‌گیری‌های احساسی در نوسانات بازار کمک می‌کند.
  • تنوع‌بخشی به سبد سرمایه‌گذاری می‌تواند ریسک کلی را کاهش دهد بدون اینکه بازده به‌طور جدی کمتر شود.
  • رابطه بین ریسک و بازده مستقیم است و با افزایش ریسک بازده مورد انتظار بیشتر می‌شود.
  • در نظر گرفتن ریسک و بازده احتمال تصمیم‌گیری‌های غیر عقلایی را کاهش می‌دهد.

رابطه ریسک و بازده چیست؟

رابطه ریسک و بازده در بورس، یک اصل اساسی و غیرقابل انکار است: هرچه ریسک سرمایه‌گذاری بیشتر باشد، انتظار بازدهی بالاتری نیز وجود دارد. این رابطه به‌صورت مستقیم عمل می‌کند؛ یعنی سرمایه‌گذارانی که ریسک بیشتری را می‌پذیرند، در صورت موفقیت، به سودهای بالاتری دست پیدا می‌کنند، اما احتمال ضرر نیز افزایش می‌یابد.

  • ریسک بالا = بازده بالقوه بیشتر (Potential Higher Return)
  • ریسک پایین = بازده بالقوه کمتر (Potential Lower Return)

برای درک بهتر این رابطه، می‌توان به صندوق‌های درآمدثابت و سهام اشاره کرد. صندوق‌های درآمدثابت به‌دلیل ریسک کمتر، بازدهی کمتری ارائه می‌دهند، درحالی‌که سهام شرکت‌های مختلف با ریسک بالاتر، ممکن است سودهای چشمگیری داشته باشند یا حتی منجر به زیان شوند.

رابطه ریسک و بازده چیست؟

بنابراین، شناخت صحیح از رابطه ریسک و بازده در بورس و مدیریت این رابطه، کلید موفقیت در سرمایه‌گذاری‌های بورسی است. از آن جا که تعریف ریسک وابستگی زیادی به تعریف بازده دارد، ابتدا به توضیح بازدهی و انواع آن می‌پردازیم.

تعریف بازده در بازار سرمایه

بازده (Return) در بازار سرمایه، به میزان سود یا زیانی گفته می‌شود که یک سرمایه‌گذاری در یک دوره زمانی مشخص ایجاد می‌کند. این سود می‌تواند از افزایش قیمت دارایی، دریافت سود تقسیمی (Dividend) یا سایر منابع حاصل شود.

فرمول کلی محاسبه بازده:

فرمول کلی محاسبه بازده

مثال:

شما در مهرماه ۲۰ میلیون تومان وارد بازار بورس می‌کنید و در آبان ماه پول شما ۲۱ میلیون تومان است. ۱ میلیون اضافه‌شده؛ بازده سرمایه‌گذاری شما است. اما اگر پول شما در آبان ماه ۱۹ میلیون تومان باشد؛ بازده شما منفی ۱ میلیون بوده است:

1/20  ×100=5%

انواع بازده در بورس

بازدهی در بورس به دو دسته اصلی تقسیم می‌شود:

1- بازده انتظاری (Expected Return)

بازده‌ای است که سرمایه‌گذار براساس تحلیل‌ها و پیش‌بینی‌های خود از آینده یک دارایی انتظار دارد. این بازده معمولا با استفاده از داده‌های تاریخی و مدل‌های پیش‌بینی محاسبه می‌شود و می‌تواند تحت‌تاثیر عوامل مختلف بازار، شرایط اقتصادی و عملکرد شرکت قرار گیرد.

2- بازده واقعی (Realized Return)

بازده‌ای است که پس از گذشت دوره سرمایه‌گذاری و در عمل به دست می‌آید. این بازده ممکن است با بازده انتظاری تفاوت داشته باشد؛ زیرا بازار تحت‌تاثیر عوامل پیش‌بینی‌ناپذیر قرار می‌گیرد.

علاوه‌بر این تقسیم‌بندی، بازده را می‌توان به‌صورت زیر نیز دسته‌بندی کرد:

  • بازده سرمایه‌ای (Capital Gain): سود ناشی از افزایش قیمت دارایی
  • بازده نقدی (Dividend Yield): سود ناشی از دریافت سود نقدی مانند سود سهام
  • بازده کل (Total Return): مجموع بازده سرمایه‌ای و نقدی

بازده، شاخصی برای ارزیابی عملکرد یک سرمایه‌گذاری است و در کنار ریسک، یکی از مهم‌ترین عوامل تصمیم‌گیری در بازار سرمایه محسوب می‌شود. مثلا اگر سرمایه خود را به بانک بسپارید، سود ثابتی به‌عنوان بازده پول به شما پرداخت خواهد شد. سود ثابتی که ممکن است در دراز مدت حتی از تورم سالیانه کشور کمتر باشد اما در این صورت شما مطمئن خواهید بود که اصل پول شما حفظ می‌شود. ولی با وارد شدن به بازار بورس یا سرمایه گذاری در بازارهای مالی دیگر، ریسک سرمایه‌گذاری شما افزایش پیدا می‌کند و بازده انتظاری نیز بیشتر خواهد شد.

تعریف ریسک در بازار سرمایه

تعریف ریسک وابستگی زیادی به تعریف بازده دارد؛ ریسک (Risk) در بازار سرمایه به احتمال انحراف بازده واقعی از بازده مورد انتظار گفته می‌شود. به بیان ساده‌تر، ریسک یعنی احتمال مواجهه با نتایجی که ممکن است کمتر از حد انتظار یا حتی زیان‌آور باشد. سرمایه‌گذاران همیشه با درجاتی از ریسک مواجه هستند؛ زیرا بازارهای مالی تحت‌تاثیر عوامل مختلفی مانند شرایط اقتصادی، سیاسی و تغییرات بازار قرار دارند.

تعریف ریسک در بازار سرمایه

بیشتر سرمایه‌گذاران بر این باور هستند که بازده واقعی کمتر از بازده مورد انتظار است. با افزایش ریسک در یک تصمیم‌گیری مالی، اختلاف میان بازده مورد انتظار و بازده واقعی بیشتر خواهد بود و با کاهش ریسک، این اختلاف کاهش می‌یابد. ایجاد تعادل مناسب بین ریسک و بازده، مهم‌ترین تصمیم‌گیری مالی به شمار می‌آید. در نتیجه انواع ریسک از نظر جهت را می‌توان این‌طور برشمرد:

  • ریسک منفی (Downside Risk): احتمال کاهش ارزش سرمایه یا زیان.
  • ریسک مثبت (Upside Risk): احتمال دستیابی به سودی فراتر از انتظار.

ریسک = احتمال وقوع رویدادهای پیش‌بینی‌نشده که می‌تواند بر بازده سرمایه‌گذاری تاثیر بگذارد.

درک و مدیریت این مفهوم به سرمایه‌گذار کمک می‌کند تا تصمیمات آگاهانه‌تری بگیرد و از سرمایه خود در برابر نوسانات محافظت کند.

انواع ریسک سرمایه‌گذاری

در یک دسته‌بندی کلی، ریسک در بازار سرمایه به دو نوع سیستماتیک و غیرسیستماتیک تقسیم می‌شود. ریسک سیستماتیک، ریسکی است که کل بازار را تحت تاثیر قرار می‌دهد. اما ریسک غیرسیستماتیک، به ریسکی گفته می‌شود که ناشی از عوامل کلان حاکم بر یک بازار نیست و به ساختار یک شرکت یا بنگاه اقتصادی مربوط می‌شود.

برای مثال ساختار سرمایه شرکت، نوع محصول (کالا یا خدمات)، تصمیم‌گیری در شرایط مختلف و مولفه‌هایی از این قبیل، تاثیراتی روی سهام آن شرکت می‌گذارند که همگی در تقسیم‌بندی ریسک غیرسیستماتیک قرار می‌گیرند.

بااین‌حال، انواع ریسک سرمایه‌گذاری به این دو دسته محدود نمی‌شود و برای شناخت بهتر سرمایه‌گذاران، می‌توان آن را به‌صورت زیر تقسیم کرد:

1. ریسک سیستماتیک (Systematic Risk)

ریسکی است که بر کل بازار تاثیر می‌گذارد و قابل حذف از طریق تنوع‌بخشی نیست. این ریسک ناشی از عوامل کلی و غیرقابل کنترل مانند تغییرات نرخ بهره، تورم، شرایط سیاسی و اقتصادی است.

مثال: تغییر نرخ بهره توسط بانک مرکزی که بر کل بازار سهام تاثیر می‌گذارد.

2. ریسک غیرسیستماتیک (Unsystematic Risk)

ریسکی است که به یک صنعت یا شرکت خاص مربوط می‌شود و با تنوع‌بخشی در سبد سرمایه‌گذاری قابل کنترل و کاهش است.

مثال: کاهش قیمت سهام یک شرکت به‌دلیل انتشار یک خبر منفی درباره عملکرد مالی آن.

3. ریسک بازار (Market Risk)

این ریسک ناشی از نوسانات کلی بازار است و تحت‌تاثیر عوامل اقتصادی مانند رکود، سیاسی همچون جنگ و روان‌شناختی سرمایه‌گذاران قرار دارد. این ریسک عموما قابل پیش‌بینی نیست و در اثر عواملی خارج از کنترل مدیران شرکت‌ها به وجود می‌آید.

مثال: افت شاخص کل بورس در پی تغییرات ناگهانی در بازارهای جهانی.

4. ریسک نرخ ارز (Currency Risk / Exchange Rate Risk)

ریسکی است که به تغییرات ارزش ارزهای خارجی مربوط می‌شود. نرخ ارز در کشور‌ها به‌طور متناوب در حال تغییر است و همین موضوع می‌تواند بر روی میزان هزینه‌ها، تولید، فروش و سود شرکت‌هایی که واردات و صادرات دارند، به‌شدت تاثیرگذار باشد. ریسک نرخ ارز ناشی از تغییر در بازده سهام‌ها در نتیجه نوسانات نرخ ارز خارجی است.

مثال: کاهش ارزش ریال در برابر دلار و تاثیر آن بر هزینه‌های شرکت‌های وارداتی.

5. ریسک نرخ بهره (Interest Rate Risk)

این ریسک به تغییرات نرخ بهره و تاثیر آن بر ارزش اوراق بهادار، به‌ویژه اوراق قرضه، مربوط می‌شود.

مثال: در تبلیغات تلویزیون بسیار دیده‌اید که به‌طور مثال اوراق مشارکت ۵ ساله یک طرح خاص با سود ۲۰% از طریق بانک‌ها پذیره‌نویسی می‌شوند. سرمایه‌گذار با خود تحلیل می‌کند که اگر سود بانکی درحال‌حاضر ۲۰% است، به ۲۵% تغییر کند، برای او به‌صرفه است که پولش را در بانک سرمایه‌گذاری کند تا اوراق مشارکت بخرد.

به‌طور مشابه اگر میزان سود بانکی به ۱۵% کاهش پیدا کند، منطقی است که پول را در اوراق مشارکت سرمایه‌گذاری کند. بنابراین هنگامی که یک سرمایه‌گذار اوراق مشارکت ۵ ساله مذکور را می‌خرد، این ریسک نوسان نرخ بهره را قبول می‌کند؛ زیرا وقتی نرخ بهره در بازار کاهش یابد ارزش اوراق مشارکت بیشتر می‌شود و با افزایش نرخ بهره ارزش این اوراق کمتر می‌شود. تاثیر نرخ بهره بر سهام کمتر از اوراق مشارکت است.

6. ریسک تورم (Inflation Risk)

ریسکی که قدرت خرید سرمایه‌گذاران را به‌دلیل افزایش سطح عمومی قیمت‌ها کاهش می‌دهد و به‌گونه‌ای با نوسانات نرخ بهره رابطه مستقیمی دارد. این ریسک تمامی اوراق بهادار از جمله سهام‌ها را تحت تاثیر قرار می‌دهد. در جامعه‌ای که میزان تورم بالا باشد، از قدرت خرید مردم کاسته می‌شود. این ریسک نیز از کنترل مدیران شرکت‌ها خارج و وابسته به شرایط اقتصادی جامعه است.

مثال: اگر نرخ تورم سالانه ۳۰ درصد باشد و سرمایه‌گذاری شما کمتر از این میزان بازدهی داشته باشد، قدرت خرید شما کاهش می‌یابد.

7. ریسک نقدشوندگی (Liquidity Risk)

ریسکی که به دشواری تبدیل دارایی به وجه نقد بدون افت قابل‌توجه در قیمت اشاره دارد. نبود اطمینان درباره عامل زمان و ابهام قیمتی بالاتر، باعث ایجاد ریسک نقدینگی می‌شود. وقتی نقدینگی موجود در بازار کاهش یابد، در واقع افرادی که در بازار هستند، تمایل به خرید ندارند و خریدار در بازار کم می‌شود. این امر موجب ایجاد اختلاف در قیمت پیشنهادی خرید و قیمت پیشنهادی فروش سهام شرکت‌ها خواهد شد. در نتیجه قدرت تقاضا کم می‌شود و ریسک سرمایه‌گذاری بالا می‌رود.

مثال: سهام شرکت‌های کوچک که خریدار کافی در بازار ندارند.

8. ریسک اعتباری (Credit Risk)

این ریسک در سرمایه‌گذاری‌هایی که شامل وام یا اوراق قرضه هستند، مطرح می‌شود و بیانگر احتمال نکول طرف مقابل در پرداخت اصل یا سود سرمایه است.

مثال: عدم پرداخت سود اوراق قرضه توسط یک شرکت ورشکسته.

9. ریسک سیاسی (Political Risk)

ریسکی که ناشی از تغییرات سیاسی، قوانین جدید، تحریم‌ها یا بی‌ثباتی‌های داخلی و خارجی است.

مثال: اعمال تحریم‌های تجاری که بر عملکرد شرکت‌های صادرات‌محور تأثیر می‌گذارد.

10. ریسک فناوری (Technology Risk)

ریسکی که در نتیجه پیشرفت فناوری و منسوخ شدن فناوری‌های قدیمی به وجود می‌آید.

مثال: کاهش ارزش سهام یک شرکت تولیدکننده تجهیزات قدیمی پس از معرفی یک فناوری جدید.

11. ریسک تجاری (Business Risk)

ریسکی که به‌دلیل انجام تجارت و کسب‌وکار در یک صنعت منحصر‌به‌فرد به وجود می‌آید را ریسک تجاری می‌نامند.

مثال: شرکت فولاد مبارکه در صنعت خود با ریسک تغییر قیمت فولاد جهانی مواجه است و اگر قیمت فولاد جهانی کاهش پیدا کند، قیمت محصول این شرکت نیز کاهش پیدا می‌کند و باعث کاهش سودآوری و در نتیجه کاهش ارزش سهام این شرکت می‌شود. با مطالعه و کسب اطلاعات کافی در مورد صنعت خاصی که قصد سرمایه‌گذاری در آن را دارید، می‌توان تا حدی از این ریسک جلوگیری کنید.

12. ریسک مالی (Financial Risk)

ریسک مالی به احتمال ناتوانی شرکت در انجام تعهدات مالی خود اشاره دارد. این ریسک معمولا ناشی از افزایش بدهی‌ها و کاهش توانایی شرکت در بازپرداخت وام‌ها و بهره‌های مربوط به آن است. شرکت‌هایی که بخش بزرگی از تامین مالی خود را از طریق بدهی انجام می‌دهند، با این ریسک مواجه‌تر هستند.

مثال: اگر یک شرکت برای توسعه فعالیت‌های خود وام‌های کلانی دریافت کند اما نتواند محصولات خود را در زمان مناسب به فروش برساند، با کمبود نقدینگی مواجه می‌شود. این کمبود باعث می‌شود شرکت نتواند بدهی‌های خود را به‌موقع بازپرداخت کند و اعتبار آن نزد بانک‌ها و مؤسسات مالی کاهش می‌یابد. در نهایت، چنین شرایطی می‌تواند احتمال ورشکستگی شرکت را افزایش دهد.

روش‌های ایجاد تعادل بین ریسک و بازده در سرمایه‌گذاری

برقراری تعادل بین ریسک و بازده یکی از اصول اساسی در مدیریت سرمایه‌گذاری است. سرمایه‌گذاران باید به‌گونه‌ای پرتفوی خود را تنظیم کنند که ضمن دستیابی به بازده مطلوب، ریسک سرمایه‌گذاری را در سطح قابل قبولی نگه دارند. در ادامه، به مهم‌ترین روش‌های ایجاد این تعادل می‌پردازیم:

  • تنوع‌بخشی (Diversification)

تنوع‌بخشی به‌معنای پخش سرمایه در دارایی‌های مختلف است تا ریسک کلی پرتفوی کاهش یابد. با سرمایه‌گذاری در صنایع، شرکت‌ها و حتی بازارهای مختلف، ریسک‌های خاص یک دارایی یا صنعت خاص کمتر می‌شود.

مثال: سرمایه‌گذاری هم‌زمان در سهام فولادی، پتروشیمی و فناوری به‌جای سرمایه‌گذاری تمام دارایی در یک صنعت.

  • تخصیص دارایی (Asset Allocation)

تخصیص دارایی به‌معنای تقسیم سرمایه بین طبقات مختلف دارایی مانند سهام، اوراق قرضه، طلا و ارز است. میزان تخصیص هر بخش باید براساس ریسک‌پذیری، اهداف مالی و شرایط بازار تعیین شود.

مثال: یک سرمایه‌گذار ریسک‌گریز ممکن است ۷۰ درصد سرمایه خود را به اوراق با درآمد ثابت و ۳۰ درصد را به سهام اختصاص دهد.

  • سرمایه‌گذاری مرحله‌ای (Dollar-Cost Averaging)

در این روش، سرمایه‌گذار به‌جای ورود یک‌باره به بازار، سرمایه خود را در چندین مرحله و در فواصل زمانی مشخص وارد می‌کند. این کار از تأثیر نوسانات کوتاه‌مدت بازار می‌کاهد و میانگین قیمت خرید را متعادل‌تر می‌کند.

مثال: خرید ماهانه یک میزان ثابت از یک صندوق سرمایه‌گذاری مشترک، صرف‌نظر از وضعیت بازار.

  • ارزیابی و بازبینی مستمر پرتفوی (Portfolio Rebalancing)

شرایط بازار و اهداف سرمایه‌گذار ممکن است در طول زمان تغییر کند. ارزیابی و بازبینی دوره‌ای پرتفوی و تعدیل آن براساس شرایط جدید، به حفظ تعادل ریسک و بازده کمک می‌کند.

مثال: اگر سهم سهام در پرتفوی به‌دلیل رشد بازار از ۵۰ درصد به ۷۰ درصد برسد، با فروش بخشی از سهام و خرید اوراق با درآمد ثابت، تعادل بازگردانده می‌شود.

  • استفاده از ابزارهای مدیریت ریسک (Risk Management Tools)

استفاده از ابزارهایی مانند قراردادهای آتی، اختیار معامله و بیمه سرمایه، به سرمایه‌گذاران کمک می‌کند تا از دارایی‌های خود در برابر نوسانات شدید محافظت کنند.

مثال: خرید قرارداد اختیار فروش (Put Option) برای محافظت از پرتفوی در برابر افت احتمالی بازار.

ایجاد تعادل بین ریسک و بازده نیازمند شناخت دقیق از بازار، ابزارهای موجود و وضعیت مالی شخصی است. با استفاده از روش‌هایی مانند تنوع‌بخشی، تخصیص دارایی و بازبینی منظم پرتفوی، سرمایه‌گذاران می‌توانند ضمن مدیریت ریسک، بازدهی مناسبی نیز به دست آورند.

سخن آخر

رابطه ریسک و بازده، یکی از مفاهیم اساسی در بازار سرمایه است که همواره سرمایه‌گذاران را در تصمیم‌گیری‌های مالی راهنمایی می‌کند. درک صحیح این رابطه به ما می‌آموزد که بازدهی بالاتر معمولا با ریسک بیشتر همراه است و دستیابی به تعادل مناسب میان این دو، نیازمند آگاهی، تحلیل و شناخت شرایط بازار است. سرمایه‌گذاران موفق کسانی هستند که با ارزیابی دقیق عوامل موثر بر ریسک و بازده، استراتژی‌های سرمایه‌گذاری خود را بهینه‌سازی کرده و در مسیر تحقق اهداف مالی خود گام برمی‌دارند.

 

سوالات متداول