دانش سرمایه‌گذاری
16 اردیبهشت 1405
9 دقیقه

۸ قانون ساده که سرمایه‌گذاران حرفه‌ای رعایت می‌کنند

تصور عمومی این است که سرمایه‌گذاری موفق فقط برای مغزهای متفکر ریاضی و تحلیلگران وال‌استریت است؛ کسانی که با فرمول‌های پیچیده، نمودارهای بی‌پایان و داده‌های عظیم سروکار دارند. در ایران هم بسیاری فکر می‌کنند سرمایه‌گذاران فقط با رانت اطلاعات و سیگنال به موفقیت می‌رسند. در حالی که ممکن است در بعضی موارد این ذهنیت درست باشد، راه‌های دیگری هم برای رسیدن به موفقیت در سرمایه‌گذاری وجود دارد. با نگاهی به رفتار بزرگ‌ترین سرمایه‌گذاران تاریخ، متوجه می‌شویم اغلب آن‌ها از استراتژی‌های ساده‌ای استفاده کرده‌اند.

وارن بافت، مشهورترین سرمایه‌گذار قرن بیستم، بارها گفته است: «سرمایه‌گذاری موفق نیازی به هوش فوق‌العاده ندارد و لازمه آن، هوشیاری فکری قوی همراه با یک شخصیت احساسی باثبات است.»

در این مقاله، هشت قانون طلایی را مرور می‌کنیم که سرمایه‌گذاران حرفه‌ای به ‌طور مداوم رعایت می‌کنند. این قانون‌ها نه پیچیده‌اند و نه نیاز به مدرک دکترای اقتصاد دارند! کافی است سواد مالی خود را افزایش دهید و در مسیر سرمایه‌گذاری، ثبات و پشتکار داشته باشید. با ما همراه باشید تا توصیه‌های سرمایه‌گذاران حرفه‌ای را مرور کنیم.

نکات کلیدی

  • سرمایه‌گذاران حرفه‌ای، روی کسب‌وکارهایی سرمایه‌گذاری می‌کنند که مدل درآمدی آن‌ها را درک می‌کنند.
  • سرمایه‌گذاران موفق، ابتدا پس‌انداز و سپس خرج می‌کنند.
  • ثروت سرمایه‌گذاران، با گذشت زمان و صبر رشد می‌کند.
  • خریداران باتجربه، دارایی‌ها را با مبلغی کمتر از ارزش ذاتی می‌خرند.
  • معامله‌گران باهوش، احساسات خود را به درستی مدیریت می‌کنند و از سوگیری‌های شناختی آگاه هستند.
  • سرمایه‌گذاران حرفه‌ای، هزینه‌ها و کارمزدها را جدی می‌گیرند.
  • سرمایه‌گذاران منظم، سبد خود را به ‌صورت دوره‌ای بازترازی می‌کنند.
  • افراد موفق، مدام روی یادگیری و رشد خود سرمایه‌گذاری می‌کنند.

قانون اول: روی چیزی که نمی‌فهمید، سرمایه‌گذاری نکنید

یکی از بزرگ‌ترین اشتباهاتی که سرمایه‌گذاران تازه‌کار مرتکب می‌شوند، خرید سهام شرکت‌هایی است که هیچ شناختی از مدل کسب‌وکار آن‌ها ندارند. صرفا به این دلیل که «همه دارند این سهم را می‌خرند» یا «روند صعودی دارد»، سرمایه‌گذاری می‌کنند و بعد با ضرر از بازار خارج می‌شوند.

وارن بافت این مفهوم را دایره توانایی (Circle of Competence) می‌نامد. طبق این اصل، هر فردی باید فقط در حوزه‌ای سرمایه‌گذاری کند که:

  • مدل درآمدی آن کسب‌وکار را درک می‌کند.
  • صنعت مربوطه را می‌شناسد.
  • توانایی ارزیابی مزیت رقابتی شرکت را دارد.

بافت خودش سال‌ها از سرمایه‌گذاری در شرکت‌های فناوری دوری کرد، چون درک کاملی از نحوه درآمدزایی آن‌ها نداشت. او زمانی وارد این حوزه شد که مدل درآمدی اپل برایش قابل فهم‌تر شد.

نکته کلیدی: اگر نمی‌توانید فعالیت اصلی یک شرکت را در یک جمله توضیح دهید، احتمالا هنوز آماده سرمایه‌گذاری در آن نیستید.

8 قانون ساده که سرمایه گذاران حرفه ای رعایت میکنند.

قانون دوم: سرمایه‌گذاری را در اولویت دهید

اکثر مردم آن چه از درآمد باقی می‌ماند را به سرمایه‌گذاری اختصاص می‌دهند: اول هزینه‌های زندگی، خریدهای ضروری و حتی غیرضروری و بعد هر چه ماند، به سرمایه‌گذاری اختصاص می‌یابد. رویکرد سرمایه‌گذاران حرفه‌ای دقیقا عکس این است.

قانون ساده‌ای وجود دارد که به آن Pay Yourself First می‌گویند:

از هر درآمدی که کسب می‌کنید، ابتدا درصد مشخصی (مثلا ۱۰ تا ۲۰ درصد) را کنار بگذارید و سرمایه‌گذاری کنید، سپس بقیه را خرج کنید.

این تغییر ساده در اولویت‌بندی، یکی از مهم‌ترین عوامل رشد ثروت است. دلیلش ساده است: خرج‌ها بی‌پایان هستند. هر چقدر درآمد داشته باشید، می‌توانید به همان اندازه یا حتی بیشتر خرج کنید و معمولا آخر ماه پولی برای سرمایه‌گذاری باقی نمی‌ماند! وقتی پول را اول کنار بگذارید، یک عادت مالی خودکار ایجاد می‌کنید که نه فقط به سرمایه‌گذاری، بلکه به مدیریت هزینه‌ها هم کمک می‌کند.

قانون سوم: بلندمدت سرمایه‌گذاری کنید

بزرگ‌ترین رویای هر سرمایه‌گذار آماتور این است: در پایین‌ترین نقطه بخرد و در بالاترین نقطه بفروشد. واقعیت این است که اکثر سرمایه‌گذاران، حتی حرفه‌ای‌ها، نمی‌توانند به‌صورت پایدار بازار را زمان‌بندی کنند. تحقیقات متعدد نشان داده‌اند که بخش قابل‌توجهی از بهترین روزهای بازار، دقیقا بعد از بدترین روزها رخ می‌دهند. یعنی اگر در روزهای بحرانی بترسید و خارج شوید، ممکن است سال‌های سودآور بعدی را از دست بدهید.

فرض کنید هر ماه ۲ میلیون تومان سرمایه‌گذاری می‌کنید با بازدهی متوسط سالانه ۲۰ درصد:

کل سرمایه‌گذاری شما

مدت سرمایه‌گذاری

ارزش نهایی سبد

۱۲۰ میلیون

۵ سال

≈ ۲۱۳ میلیون

۲۴۰ میلیون

۱۰ سال

≈ ۷۶۵ میلیون

۴۸۰ میلیون

۲۰ سال

≈ ۷ میلیارد و ۶۰۰ میلیون

۷۲۰ میلیون

۳۰ سال

≈ ۶۸ میلیارد

توجه: این فقط یک مثال فرضی است و در واقعیت، بازده بازارها نوسان زیادی دارد.

جمله معروف پیتر لینچ، این موضوع را به ‌خوبی خلاصه می‌کند: «در بازار بورس، بیشترین پول را کسانی به دست می‌آورند که می‌نشینند و هیچ کاری نمی‌کنند.»

قانون چهارم: حاشیه امنیت را رعایت کنید

حاشیه امنیت مفهومی است که بنجامین گراهام، استاد بافت و پدر سرمایه‌گذاری ارزشی، آن را مطرح کرد:

هرگز دارایی‌ای را به قیمت واقعی یا بالاتر از ارزش ذاتی‌اش نخرید؛ همیشه با تخفیف مناسب نسبت به ارزش واقعی بخرید.

اگر ارزش ذاتی یک دارایی را ۱۰0۰ تومان برآورد کرده‌اید، صبر کنید تا بازار آن را به ۷۰0 یا 600 تومان برساند و سپس بخرید. این تفاوت ۳۰ تا ۴۰ درصدی، همان حاشیه امنیت شما است.

چرا حاشیه امنیت مهم است؟

ریسک را کاهش می‌دهد: اگر تحلیل شما اشتباه باشد، باز هم ضرر محدودتری می‌کنید.

از اشتباهات انسانی جلوگیری می‌کند: هیچ تحلیلی ۱۰۰ درصد درست نیست.

فضای رشد بیشتر ایجاد می‌کند: خرید با قیمت کمتر یعنی پتانسیل سود بیشتر.

قانون پنجم: احساسات خود را مدیریت کنید

اگر سرمایه‌گذاری یک بازی صرفا عددی و منطقی بود، بسیاری از سرمایه‌گذاران موفق می‌شدند اما همان طور که علم مالی رفتاری توضیح می‌دهد، تصمیمات انسان‌ها تماما منطقی نیست؛ احساسات و سوگیری‌های شناختی هم بر آن اثر می‌گذارند و بازارها اغلب بازتاب‌دهنده احساسات جمعی هستند.

بیشتر بخوانید: دانش مالی‌رفتاری چیست؟

ترس و طمع دو مورد از احساسات مخرب اصلی در سرمایه‌گذاری هستند:

در زمان بحران‌ها، ترس باعث می‌شود سرمایه‌گذاران در بدترین زمان ممکن بفروشند. نمودارهای بازار نشان می‌دهد که بیشترین حجم فروش، دقیقا در کف بازار رخ می‌دهد، وقتی که باید خرید.

در زمان رونق، طمع سرمایه‌گذاران را وادار می‌کند تا در بالاترین قیمت‌ها بخرند. جمله معروفی در وال‌استریت هست: «وقتی خیاط‌ها و آرایشگرها هم دارند درباره سهام صحبت می‌کنند، بدانید که بازار به اوج رسیده است.»

راهکار عملی: اهداف بلندمدت سرمایه‌گذاری‌تان را بنویسید و تعهد بدهید که در شرایط هیجانی تصمیم عجولانه نگیرید. این نوشته را در نگه دارید و گاهی به آن رجوع کنید.

 

اگر هر ماه ۱ میلیون تومان سرمایه‌گذاری می‌کنید و کارمزد خرید و فروش شما ۱ درصد است، ممکن است بگویید: «یک درصد که چیزی نیست!» اما بگذارید ببینیم در بلندمدت چه اتفاقی می‌افتد.

دو سرمایه‌گذار را در نظر بگیرید که هر دو بازدهی سالانه ۱۵ درصد کسب می‌کنند:

 سرمایه‌گذار «هوشمند»سرمایه‌گذار «بی‌توجه به هزینه»
بازدهی ناخالص۱۵.۰۰%۱۵.۰۰%
کارمزد و هزینه‌ها۰.۵۰%۲.۵۰%
بازدهی خالص۱۴.۵۰%۱۲.۵۰%
 

پس از ۳۰ سال، با فرض سرمایه‌گذاری اولیه ۱۰ میلیون تومان و اضافه‌کردن ماهانه ۲ میلیون تومان:

سرمایه‌گذار «بی‌توجه»: ≈ ۳۲ میلیارد تومان

سرمایه‌گذار «هوشمند»: ≈ ۵۵ میلیارد تومان

تفاوت بیش از ۲۳ میلیارد تومان! فقط به خاطر ۲ درصد تفاوت در هزینه‌ها.

موارد زیر از جمله مهمترین هزینه‌های پنهان سرمایه‌گذاری هستند:

در نظر گرفتن کارمزدها، زمانی که قصد انتخاب از میان گزینه‌های سرمایه‌گذاری داشته باشید، اهمیت خود را نشان می‌دهد. فرض کنیم که می‌خواهید بخشی از سبد سرمایه خود را به طلا اختصاص بدهید. گزینه‌هایی مثل طلای فیزیکی، گواهی سپرده سکه یا شمش، صندوق طلا و طرح‌های سرمایه‌گذاری در طلا (بیمه) در برابرتان است. اجرت و کارمزد طلای فیزیکی بیشتر است و رتبه بعدی به طرح‌های سرمایه‌گذاری در طلا اختصاص دارد. کمترین میزان کارمزد هم مربوط به گواهی‌ سپرده طلا است.

قانون هفتم: سبد خود را بازترازی (Rebalance) کنید

فرض کنید در ابتدا تصمیم گرفته‌اید که ۶۰ درصد سبدتان سهام و ۴۰ درصد صندوق درآمد ثابت باشد. پس از مدتی، به دلیل رشد قیمت سهام، ترکیب سبدتان به ۸۰ سهام و ۲۰ اوراق تغییر می‌کند.

حالا چه اتفاقی افتاده؟ ریسک سبد شما بیشتر از آن چه در نظر داشتید شده است. اگر بازار سهام اصلاح شود، ضرر بیشتری می‌کنید. ترکیب دارایی شما دیگر با سطح تحمل ریسک و افق زمانی‌تان همخوانی ندارد و وقت بازترازي است.

بازترازی یا ریبالانس یعنی سبد خود را به ترکیب اولیه‌ای که تعیین کرده بودید، بازگردانید. مثلا فروش بخشی از سهام و خرید صندوق درآمد ثابت تا ترکیب دوباره ۶۰/۴۰ شود.

برای بازترازی دو روش وجود دارد:

زمان‌محور: هر ۶ یا ۱۲ ماه یک‌بار

آستانه‌محور: وقتی انحراف از ترکیب هدف بیش از ۵ درصد شد.

قانون هشتم: روی خودتان سرمایه‌گذاری کنید

شاید مهم‌ترین و در عین حال قدرنادیده‌ترین قانون سرمایه‌گذاری، سرمایه‌گذاری روی خودتان باشد.

چارلی مانگر، شریک تجاری وارن بافت، می‌گوید:

«یکی از بهترین سرمایه‌گذاری‌هایی که می‌توانید انجام دهید، سرمایه‌گذاری روی خودتان است. هیچ‌کس نمی‌تواند آن را از شما بگیرد.»

این سرمایه‌گذاری به چه شکل است؟

یادگیری دانش مالی: مطالعه کتاب‌ها، دوره‌ها و مقالات مالی

مهارت‌های تحلیلی: یادگیری تحلیل صورت‌های مالی و ارزش‌گذاری شرکت‌ها

سواد اقتصادی: درک روندهای کلان اقتصادی و تاثیر آن‌ها بر بازارها

مهارت‌های نرم: شناخت سوگیری‌ها، مدیریت احساسات، صبر و تفکر

به قول جیم ران، کارآفرین مشهور:

«بهترین سرمایه‌گذاری، سرمایه‌گذاری در دانش است، دانشی که هیچ‌کس از شما نمی‌گیرد و همیشه بازدهی بالایی دارد.»

چک‌لیست سرمایه‌گذار حرفه‌ای

در پایان یک چک لیست آماده کرده‎ایم که وضعیت سرمایه‌گذاری خود را متوجه شوید. بهتر است این چک‌لیست را نگه دارید و گاهی به آن مراجعه کنید: 

 قانونوضعیت شما
1آیا روی چیزی سرمایه‌گذاری می‌کنم که واقعا می‌فهمم؟☐ بله  ☐ خیر
2آیا اول سرمایه‌گذاری می‌کنم، بعد خرج می‌کنم؟☐ بله  ☐ خیر
3آیا دید بلندمدت دارم؟☐ بله  ☐ خیر
4آیا با تخفیف مناسب نسبت به ارزش ذاتی خرید می‌کنم؟☐ بله  ☐ خیر
5آیا تصمیماتم بر اساس تحلیل است نه احساسات؟☐ بله  ☐ خیر
6آیا هزینه‌ها و کارمزدها را به‌دقت بررسی می‌کنم؟☐ بله  ☐ خیر
7آیا سبد خود را به‌صورت دوره‌ای بازترازی می‌کنم؟☐ بله  ☐ خیر
8آیا مدام در حال یادگیری و رشد هستم؟☐ بله  ☐ خیر
 

سخن آخر

سرمایه‌گذاری موفق نه رازی پنهان است و نه مهارتی ذاتی که تنها عده‌ای خاص از آن برخوردار باشند. هشت قانونی که در این مقاله مرور کردیم، همگی ساده، قابل‌فهم و قابل‌اجرا هستند اما قدرت واقعی آن‌ها نه در دانستن، بلکه در اجرای مداوم و بی‌وقفه‌شان نهفته است. سرمایه‌گذار حرفه‌ای کسی نیست که فرمول‌های پیچیده می‌داند، کسی است که می‌فهمد و با صبر و انضباط به آن عمل می‌کند. او ابتدا مطالعه می‌کند تا بفهمد، سپس اولویت مالی خود را به‌گونه‌ای تنظیم می‌کند که سرمایه‌گذاری پیش از هر خرج دیگری قرار بگیرد، با دید بلندمدت وارد بازار می‌شود و هرگز تلاش نمی‌کند بازار را زمان‌بندی کند، همیشه دنبال قیمت کمتر نسبت به ارزش ذاتی دارایی‌ها است، احساساتش را از تصمیمات مالی جدا نگه می‌دارد، هزینه‌ها و کارمزدها را جدی می‌گیرد، سبد خود را به ‌صورت دوره‌ای بازترازی می‌کند و مهم‌تر از همه، هرگز یادگیری را متوقف نمی‌کند و روی خودش به‌ عنوان باارزش‌ترین دارایی سرمایه‌گذاری می‌کند.

سوالات متداول