درباره‌ی بورس
7 تیر 1404
12 دقیقه

سیاست‌های بانک مرکزی در قبال بازار سرمایه

بانک مرکزی به عنوان نهاد ناظر بر سیستم پولی و بانکی، نقشی مهمی در ثبات و سلامت اقتصادی ایفا می‌کند. یکی از ابزارهای مهم بانک مرکزی برای انجام این وظیفه، اعمال سیاست‌های پولی است. سیاست‌های پولی مجموعه‌ای از اقدامات هستند که بانک مرکزی برای کنترل عرضه پول و نرخ بهره در نظر می‌گیرد. این اقدامات می‌توانند تاثیرات قابل توجهی بر بازار سرمایه، از جمله بورس اوراق بهادار داشته باشند اما سیاست‌های بانک مرکزی از طریق چه کانال‌هایی بر بازار سرمایه تاثیر می‌گذارند؟ در این مطلب از بلاگ بآشگاه، سیاست‌های بانک مرکزی در قبال بازار سرمایه را بررسی خواهیم کرد.

نکات کلیدی:

  • اعمال سیاست‌های پولی یکی از مهم‌ترین وطایف بانک مرکزی به عنوان ناظر اصلی سیستم پولی و بانکی کشور است.
  • بازار سرمایه یکی از نهادهای مالی است که به شدت تحت تاثیر تصمیمات بانک مرکزی قرار دارد.
  • نرخ بهره بین بانکی، نرخ ذخیره قانونی، نرخ رسمی تنزیل و بهره وام‌ها، سیاست‌های مربوط به کنترل نقدینگی و... از جمله عوامل موثر در بازار سرمایه هستند که تحت تاثیر تصمیمات بانک مرکزی قرار دارند.
  • تصمیمات بانک مرکزی به صورت مستقیم بر شرکت‌هایی که سهام آن‌ها در بازار بورس اوراق بهادار خرید و فروش می‌شوند، تاثیرگذار است.
  • بانک مرکزی می‌تواند با افزایش یا کاهش نرخ بهره بر تقاضا برای وام و سرمایه‌گذاری در بخش‌های مختلف اقتصاد اثر بگذارد.

 

تاریخچه ‌بانک مرکزی ایران 

بانک مرکزی ایران در سال ۱۳۳۹ تاسیس شد و مطابق با مصوبه تیر ماه ۱۳۵۱، وظایف زیر را بر عهده دارد:

  • نظارت بر بانک‌ها و موسسات اعتباری
  • انتشار اسکناس و سکه‌های فلزی رایج کشور
  • نگهداری از حساب‌های کلیه وزارتخانه‌ها و سازمان‌های دولتی
  • نمایندگی دولت در سازمان‌های مالی و بین‌المللی
  • نظارت بر معاملات طلا و تنظیم مقررات مربوط به این معاملات
  • تعیین نرخ رسمی تنزیل مجدد و بهره وام‌ها
  • تنظیم مقررات مربوط به معاملات ارزی و ریالی
  • و ...

ارکان بانک مرکزی

ارکان بانک مرکزی نیز از موارد زیر تشکیل شده است:

  • رئیس جمهور
  • وزیر امور اقتصاد و دارایی
  • رئیس سازمان برنامه و بودجه
  • وزیر صنعت، معدن و تجارت 
  • یک نفر از وزرا به انتخاب هیئت وزیران
  • شورای پول و اعتبار
  • هیئت عامل
  • هیئت نظارت
  • هیئت نظارت اندوخته اسکناس

همانطور که ذکر شد، بانک مرکزی تنها مسئول ثبات پولی است و تصمیمات آن بر تمام ابعاد اقتصادی، از روابط کلان اقتصادی بین کشورها گرفته تا زندگی روزانه مردم، تاثیر دارد. 

بازار سرمایه چیست؟

از جمله نهادهای مالی تاثیرپذیر از تصمیمات بانک مرکزی، بازار سرمایه (capital market) هر کشور است. بازار سرمایه، به بازارهای مالی برای خرید اوراق قرضه و اوراق بهادار با سررسید یک سال یا بیشتر، گفته می‌شود. بازار سرمایه محلی است که انتقال پول‌‌های سرگردان، اضافی یا پس‌انداز از افراد، شرکت‌ها یا دولت‌ها (سرمایه‌گذاران) به واحدهای اقتصادی که به این پول‌ها نیاز دارند، منتقل می‌شود. 

همانطور که گفتیم، این بازار به شدت به سیاست‌های بانک مرکزی وابسته است. از جمله این وابستگی‌ها می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

  • تعیین نرخ رسمی تنزیل و بهره وام‌ها
  • نرخ بهره بین بانکی
  • نرخ ذخیره قانونی
  • سیاست‌های کنترل حجم نقدینگی موجود در جامعه
  • سیاست‌های مرتبط با معاملات طلا و سکه، ارز، مسکن و خودرو، به عنوان بازارهای موازی اوراق بهادار

 در بخش بعدی نگاهی مختصر به تاثیر این سیاست‌ها بر بازار سرمایه می‌اندازیم.

تاثیر سیاست‌های بانک مرکزی بر بازار سرمایه

حالا که با بانک مرکزی و بازار سرمایه بیشتر آشنا شدید، وقت آن رسیده تا ببینیم بانک مرکزی چه تاثیری بر بازار سرمایه دارد.  

سیاست‌های کلان 

تصمیمات بانک مرکزی به عنوان مهم‌ترین نهاد پولی هر کشور، به صورت مستقیم بر شرکت‌هایی که سهام آن‌ها در بازار بورس اوراق بهادار خرید و فروش می‌شوند، تاثیرگذار است. در سال‌های اخیر نرخ تورم همراه همیشگی کشورمان بوده و  دولت‌ها در کنترل یا کاهش این تورم نتوانسته‌اند موفق عمل کنند. دلایل ایجاد تورم در جوامع نفتی و مصرفی همانند ایران، مبحث مفصلی دارد که از حوصله این مقاله خارج است، اما مسلما تصمیمات صحیح یا اشتباه بانک مرکزی به عنوان نهادی وابسته به دولت (در عین ادعای استقلال) بر این نرخ تاثیر می‌گذارد. بخش عمده نقدینگی عظیمی که اخیرا گریبان جامعه را گرفته، حاصل سودهای ۲۵ درصدی است که در یک جامعه رکودی نصیب سپرده‌های بانکی شده‌‌اند. این نقدینگی در صورت عدم کنترل و اتخاذ استراتژی مناسب، قطعا قیمت‌ها را بیشتر دچار نوسان خواهد کرد و تمام بازارها را بسیار شدیدتر تحت تاثیر قرار خواهد داد. برای کنترل تورم در ماه‌های اخیر، اجرای طرح‌هایی نظیر پیش فروش سکه، حجم عظیمی از ذخیره طلای کشور را به خود اختصاص داد. همچنین طرح‌های متعددی نظیر طرح‌های ارزی و سهمیه‌‌ای کردن بازارهای مختلف، تلاشی نافرجام برای کنترل اثرات تحریم و نقدینگی سرگردان جامعه بود. 

البته تورم به طور سنتی بر بازار سرمایه آتی، سهام و … تاثیر مثبت دارد و علت این امر خام‌فروشی و صادراتی بودن اکثر شرکت‌های بازار سهام است. نرخ تورم به صورت بدیهی قیمت مواد استخراجی توسط این شرکت‎ها را افزایش می‌دهد و سبب تعدیلات مثبت پیاپی می‌شود. همچنین به دلیل آنکه نرخ ارز همراه با تورم رشد می‌کند، شرکت‌های صادراتی نیز از این تعدیلات بهره خواهند برد. آنچه مهم است هدایت مناسب سرمایه‌های سرگردان به سمت بازار بورس است تا علاوه ‌بر ملتهب نکردن بازارهای موازی، باعث ایجاد رونق در صنایع تولیدی شود. از دیگر تصمیمات بانک مرکزی و دولت که بر بازار سرمایه تاثیر می‌گذارد، تصمیمات مقطعی نظیر اعطای تسهیلات خرید خودرو، مسکن، لوازم خانگی و تسهیلات بنگاه‌های زودبازده یا تسهیلات بلند‌مدت و کم‌بهره به واحدهای تولیدی است که احتمالا رونق سهام گروه مرتبط را در بازار سرمایه به دنبال دارد.

به عنوان مثال اعطای وام ۱۰ میلیون تومانی برای خرید لوازم خانگی در سال‌های گذشته، سبب صعود نمادهایی نظیر لابسا و لبوتان و اعطای وام ۱۶۰ میلیون تومانی خرید مسکن به زوج‌های جوان سبب رونق گروه ساختمانی (گروه ث) شد و اعطای تسهیلات خودرو، پس از رویداد (کمپین) نخریدن خودرو، فروش کلیه خودروهای موجود در انبارها و تعدیلات مثبت این گروه را به دنبال داشت. بنابراین اتخاذ راهبرد کلان مناسب در بازار بورس اوراق بهادار با  حدود ۶۰۰ شرکت فعال، می‌تواند ۱۵۰۰ تریلیون تومان نقدینگی فعلی موجود در جامعه که بالاترین میزان در تاریخ اقتصاد ایران است را از سپرده‌های بانکی و صندوق درآمد ثابت به سمت بازار سهام سوق دهد و این پتانسیل بالقوه قدرتمند را در مسیر صحیح به سمت واحدهای صنعتی هدایت کند.

سیاست‌ها در قبال بانک‌های تجاری

بیش از ۸۰ درصد بازارهای مالی در کنترل بانک‌ها است و به همین دلیل سیاست‌های بانک مرکزی در بازار سرمایه نیز اثر می‌گذارد. از جمله این سیاست‌‌ها می‌توان به نرخ ذخیره قانونی (required reserves) اشاره کرد. در بانکداری متعارف، بانک‌ها و موسسات اعتباری سپرده‌پذیر، قسمتی از سپرده‌های دیداری و مدت‌دار مشتریان را با نام ذخیره قانونی نزد بانک مرکزی قرار می‌دهند.  نسبت این ذخیره بر سپرده‌ها را نرخ ذخیره قانونی می‌گویند. هدف از این ذخیره، جلوگیری از ناتوانی بانک‌ها در شرایط هجوم بانکی (Bank Run) است. هرچه میزان ذخیره بانک‌ها نزد بانک مرکزی (نرخ ذخیره قانونی) بیشتر باشد، قدرت وام‌دهی آن‌ها کمتر می‌شود و نقدینگی کل جامعه کاهش می‌یابد. کاهش نقدینگی در کل جامعه نیز بر بازار سرمایه تاثیرگذار است. ذخایر مازاد (excess reserves) در کنار ذخایر قانونی بر نقدینگی جامعه و قدرت وام‌دهی آن‌ها اثر می‌گذارد.

از دیگر سیاست‌های بانک مرکزی در قبال بانک‌های زیرمجموعه که در سال‌های اخیر نیز خبرساز شده، رویکرد آن در قبال صورت‌های مالی بانک‌های تجاری بوده است. الزام این بانک‌ها به تهیه صورت‌های مالی خود بر اساس استانداردهای بین‌المللی گزارشگری مالی (IFRS) سیاستی بوده که به شفافیت وضعیت نمادهای بانکی بازار سرمایه کمک شایانی کرده است. هر چند در ابتدای امر، مقاومت‌هایی از سوی بانک‌ها صورت گرفت و بسته بودن طولانی مدت این نمادها نیز باعث نارضایتی سهام‌داران شد، اما در نهایت این رویکرد به سود بازار سرمایه خواهد بود. بنگاه‌داری بانک‌ها همواره از فعالیت‌هایی بوده که به شدت مورد انتقاد کارشناسان واقع شده است. بانک‌ها به عنوان نهادهای اقتصادی، باید از اموری نظیر خرید و فروش املاک، واحدهای تولیدی و شرکت‌ها دوری کنند. از دلایل روی آوردن بانک‌ها به بنگاه‌داری می‌توان به قوانین و مقررات پولی و بانکی کشور، بدهی دولت به بانک‌ها و رد دیون، عدم توانایی واحدهای تولید در پرداخت تسهیلات دریافتی، عدم‌ وجود سیستم رتبه بندی و اعتبارسنجی مشتریان و درنتیجه افزایش معوقات بانکی اشاره کرد.

بنگاه‌داری سبب قفل شدن قسمتی از منابع و سپرده‌ها و کاهش قدرت نقدشوندگی آن‌ها می‌شود و در بلندمدت به دلیل کاهش قدرت وام‌دهی بانک‌ها، باعث رکود اقتصادی واحدهای تولیدی می‌شود. سیاست بانک مرکزی با هدف دوری زیرمجموعه‌های خود از فعالیت‌های بنگاه‌داری، به دلیل سوددهی شرکت‌ها و تعدیلات مثبت نمادهای بانکی به دلیل فروش دارایی‌های ثابت خود، سبب رونق تولید و در نتیجه رونق بازار سرمایه می‌شود. استفاده از پتانسیل بسیار بالای اوراق بهادار نظیر اوراق اختیار فروش تبعی (بیمه سهام)، تسهیلات مسکن، خزانه اسلامی نظیر اخزا، سلف و اجاره از جمله مواردی هستند که تا به حال بانک مرکزی توجه چندانی به آن نکرده است. اقداماتی نظیر تمرکز بانک مرکزی بر انتشار اوراق مشتقه به عنوان یکی از ارکان اصلی بازارهای مالی در دنیا و ایجاد قوانین و مقرارت تسهیل کننده برای استفاده از بانک‌ها به عنوان حمایتگر بازار سرمایه می‌تواند به رونق بیشتر یکی از مهم‌ترین بازوهای اقتصادی کشور کمک کند.

نرخ بهره

یکی از مهم‌ترین ابزارهای سیاست پولی، نرخ بهره است. بانک مرکزی با افزایش یا کاهش نرخ بهره، می‌تواند بر تقاضا برای وام و سرمایه‌گذاری در بخش‌های مختلف اقتصاد اثر بگذارد. افزایش نرخ بهره معمولا به کاهش تقاضا برای سهام منجر می‌شود؛ زیرا سرمایه‌گذاران تمایل دارند پول خود را در اوراق قرضه با نرخ بهره بالاتر سرمایه‌گذاری کنند. به عبارت دیگر؛ نرخ بهره بالاتر موجب افزایش هزینه وام‌گیری برای شرکت‌ها و سرمایه‌گذاران می‌شود. این امر ممکن است باعث کاهش سرمایه‌گذاری و کاهش ارزش سهام شرکت‌ها شود. در سمت مقابل، کاهش نرخ بهره ممکن است به رونق بازار سرمایه و افزایش قیمت سهام کمک کند. زیرا نرخ بهره پایین‌تر، هزینه وام‌گیری را کاهش می‌دهد و موجب افزایش سرمایه‌گذاری می‌شود که در نهایت به افزایش ارزش سهام شرکت‌ها منجر خواهد شد.

نقدینگی

بانک مرکزی با استفاده از ابزارهای مختلف مانند اوراق احتياطی و عملیات بازار باز، می‌تواند حجم نقدینگی در اقتصاد را کنترل کند. ارائه تسهیلات نقدینگی به بانک‌ها و مؤسسات مالی، نقدینگی لازم را در اختیار آن‌ها قرار می‌دهد تا جریان مالی در سیستم اقتصادی تسهیل شود. اما چه بازاری دارای نقدینگی بالا است؟ به عنوان یک قائده کلی می‌توان گفت بازاری که ویژگی‌های زیر را دارد، به عنوان یک بازار با نقدینگی بالا در نظر گرفته می‌شود:

  1. حجم معاملات روزانه بالا
  2. تعداد زیاد خریداران و فروشندگان
  3. اختلاف قیمتی پایین بین خریدار و فروشنده

باید توجه داشت که افزایش نقدینگی می‌تواند سبب کاهش نرخ بهره شود و همانطور که پیش‌تر گفته شد؛ کاهش نرخ بهره به رونق بازار سرمایه کمک خواهد کرد. با همه این تفاسیر می‌توانیم به یک نتیجه کلی برسیم که مستقیما از تغییر نقدینگی در بازار سرمایه حاصل می‌شود: افزایش نقدینگی و کاهش نرخ بهره، معمولا به رشد قیمت سهام منجر می‌شود، زیرا سرمایه‌گذاران پول بیشتری برای سرمایه‌گذاری در بازار دارند. در سمت مقابل، کاهش نقدینگی می‌تواند به رکود بازار سرمایه و کاهش قیمت سهام منجر شود.

سیاست‌های پولی انبساطی

سیاست‌های پولی بانک مرکزی که برای کنترل عرضه پول و نرخ بهره انجام می‌شود، تاثیرات گسترده‌ای بر اقتصاد، به ویژه بازار سرمایه دارد. سیاست‌های پولی معمولا به دو دسته سیاست پولی انبساطی و سیاست پولی انقباضی تقسیم می‌شوند (که در ادامه به آن اشاره می‌کنیم).  سیاست‌های پولی انبساطی با هدف افزایش عرضه پول و کاهش نرخ بهره انجام می‌شوند و به دنبال تحریک فعالیت‌های اقتصادی و افزایش تقاضا هستند. بانک مرکزی با کاهش نرخ بهره، هزینه دریافت وام برای شرکت‌ها و مصرف‌کنندگان را کاهش می‌دهد. این کاهش هزینه می‌تواند باعث افزایش سرمایه‌گذاری شرکت‌ها و مصرف خانوارها شود. از طرفی، دیدیم که بانک مرکزی می‌تواند از طریق خرید اوراق قرضه و دارایی‌های دیگر از بازار، پول بیشتری به سیستم مالی تزریق کند. این افزایش نقدینگی، افزایش تقاضا برای سهام و سایر دارایی‌های مالی را در پی خواهد داشت.  در نهایت کاهش نرخ بهره و افزایش نقدینگی باعث افزایش قیمت سهام می‌شود. شرکت‌ها با دسترسی آسان‌تر به منابع مالی، می‌توانند پروژه‌های جدیدی را آغاز کنند که باعث افزایش درآمد و سودآوری می‌شود. بنابراین سیاست پولی انبساطی باعث جذب سرمایه‌گذاران به بازار سهام و افزایش ارزش سهام می‌شود.

سیاست‌های پولی انقباضی

در سمت مقابل سیاست پولی انبساطی، سیاست پولی انقباض قرار دارد که با هدف کاهش عرضه پول و افزایش نرخ بهره انجام می‌شود و به دنبال کنترل تورم و جلوگیری از فشارهای بیش از حد اقتصادی هستند. بانک مرکزی با افزایش نرخ بهره و کاهش نقدینگی می‌تواند سبب کاهش سرمایه‌گذاری شرکت‌ها و کاهش تقاضا برای سهام و سایر دارایی‌های مالی شود. همه این‌ها در نهایت قیمت سهام را کاهش می‌دهند. این موضوع باعث می‌شود، شرکت‌هایی که دسترسی به منابع مالی را دشوار می‌بینند، پروژه‌های خود را به تعویق بیندازند یا متوقف کنند. بنابراین سیاست پولی انقباضی، بازار را به سمت کاهش تقاضای سرمایه‌گذاران برای سهام، کاهش قیمت سهام و افت بازار سرمایه خواهد برد.

سیاست‌های ارزی

سیاست‌های ارزی بانک مرکزی شامل مجموعه‌ای از اقدامات است که به منظور مدیریت و تنظیم نرخ ارز، ذخایر ارزی و تعادل تراز پرداخت‌ها انجام می‌شود. تغییرات در نرخ ارز می‌تواند به صورت مستقیم بر درآمد و هزینه‌های این شرکت‌ها تاثیر بگذارد. برای مثال افزایش ارزش پول ملی باعث کاهش هزینه‌های واردات خواهد شد و این به به نفع شرکت‌های واردکننده است. این امر می‌تواند باعث افزایش سودآوری و به تبع آن افزایش قیمت سهام این شرکت‌ها در بازار سرمایه شود. روی دیگر سکه، کاهش ارزش پول ملی است که صادرات را تقویت می‌کند و به نفع شرکت‌های صادرکننده است. علاوه بر این، بانک مرکزی ممکن است به منظور کنترل نرخ ارز، در بازار ارز مداخله کند. این مداخلات می‌تواند شامل خرید یا فروش ارز خارجی باشد. این اقدامات در راستای کمک به تنظیم نرخ ارز است تا از نوسانات شدید جلوگیری کند. چنین سیاستی در صورتی که به درستی انجام شود، به ثبات بازار سرمایه کمک می‌کند و از کاهش ناگهانی ارزش سهام جلوگیری خواهد کرد.

سخن آخر

همانطور که دیدید سیاست‌های بانک مرکزی تاثیرات گسترده و پیچیده‌ای بر بازار سرمایه دارند. با تنظیم نرخ بهره، کنترل عرضه پول و سیاست‌های ارزی، بانک مرکزی می‌تواند به شکل قابل توجهی بر قیمت سهام و اعتماد سرمایه‌گذاران تاثیر بگذارد. فهم این تاثیرات برای سرمایه‌گذاران و تحلیل‌گران بازار سرمایه ضروری است تا بتوانند تصمیمات آگاهانه‌تری بگیرند و به طور موثرتری در بازار فعالیت کنند.