تحلیل تکنیکال
علی ایلانلو
7 تیر 1404
7 دقیقه

تاریخچه و نظریه‌های تحلیل تکنیکال

تحلیل تکنیکال روشی برای ارزیابی اوراق بهادار با استفاده از نمودارها و داده‌هایی مانند قیمت و حجم معاملات است. این نوع تحلیل در تلاش نیست تا ارزش ذاتی اوراق بهادار را بدست آورد بلکه سعی دارد از نمودارها و سایر ابزارها برای تشخیص الگوها استفاده کند و پیشنهاداتی برای آینده ارائه دهد. چه شما به تحلیل تکنیکال باور داشته باشید یا نداشته باشید، از آن استفاده کنید یا نکنید، تکنیک‌های سرمایه‌گذاری کمی وجود دارند که حداقل نیم‌نگاهی به تحلیل تکنیکال نداشته باشند. در مطلب دیگری، دو نوع تحلیل تکنیکال و بنیادی را با هم مقایسه و مزیت‌های تحلیل تکنیکال را ذکر کردیم. در ادامه این مطلب با ما همراه باشید تا باهم به بررسی تاریخچه و اصول تحلیل تکنیکال بپردازیم.

نکات کلیدی
  • نظریه داو بر سه اصل استوار است و می‌گوید همه‌چیز در قیمت منعکس می‌شود، بازار روند دارد و تاریخ تکرار می‌شود.
  • توسعه ابزارهایی مثل میانگین متحرک، الگوهای کلاسیک و خطوط روند حاصل گسترش نظریه داو است.
  • تحلیل‌گران بعدی مانند الیوت، گن و اندروز مدل‌های جدیدی ارائه کردند که ساختارهای قیمتی پیچیده‌تری را توضیح می‌دادند.

همه‌چیز از «چارلز داو» شروع شد

«چارلز داو» جایگاه بزرگی در تاریخ مسائل مالی از آن خود کرده است و او را بیشتر به عنوان یک روزنامه‌نگار و کارآفرین می‌شناسند. وی پایه‌گذار نشریه معروف «وال‌استریت ژورنال» است که همه نشریات دیگر براساس معیارهای آن ارزیابی می‌شود. همچنین «شاخص صنعتی داو جونز» نیز توسط وی ایجاد شده است.

چارلز داو در سال ۱۸۵۱ در شهر استرلینگ، ایالات متحده به دنیا آمد. پدر وی کشاورز بود و هنگامی که چارلز ۶ سال بیشتر نداشت از دنیا رفت. چارلز جوان بدون اینکه آموزش بالایی دیده باشد زمانی که فقط ۲۱ سال داشت در شهر ماساچوست به عنوان یک خبرنگار برای روزنامه «اسپرینگ فیلد» کار می‌کرد. بعدها طی رویدادهایی در روزنامه دیگری با نام "کی‌ یرنان" با "ادوارد دیویس جونز" همکار شد و این‌دو پس از مدتی خبرگزاری خودشان را تاسیس کردند و نام آنرا "داو، جونز و شرکا" گذاشتند.

شریک بعدی آنها «چارلز برگ استرسر» یک شخص ماهر در انجام مصاحبه و دریافت گزارشات بود. آنها شروع به انتشار خبرنامه‌ای از اخبار مالی نمودند و در مدت کوتاهی اشتراک خبرنامه‌‌شان به بیش از هزار عضو رسید و به عنوان یکی از منابع خبری برای سرمایه‌گذاران مطرح شدند. با این وجود هنوز مهمترین کارهای آنها در راه بود و شرکا توانستند در چند سال بعد روزنامه «وال استریت ژورنال» را به صورت عمومی درآورند و شاخص‌های مختلف داوجونز را برای سنجش عملکرد سهام شرکت‌ها معرفی کنند.

از «داو» گرچه هیچ کتابی در زمینه تحلیل تکنیکال منتشر نشد، اما او بود که درها را به روی تحلیل تکنیکال باز کرد؛ او با ثبت متوسط بالا و پایین قیمت‌های روزانه، هفتگی و ماهانه به مرتبط کردن الگوهای آنها با جریانات بازار پرداخت. سپس شروع به نوشتن مقالاتی در نشریه «وال استریت ژورنال» نمود و همیشه پس از رویدادها، شرح داد که چگونه الگوهای خاصی در بازار به وقوع پیوسته است.

سری مقالاتی که در روزنامه «وال استریت ژورنال» توسط «چارلز داو» منتشر شد براساس سه فرضیه مشهور بود که به نام «نظریه داو» شهرت دارد که در ادامه بررسی می‌کنیم.

سه اصل «نظریه داو»

۱ - بازار همه‌چیز را منعکس می‌کند (همه‌چیز در قیمت لحاظ شده است)
۲ - قیمت‌ها براساس روندها حرکت می‌کنند ( تغییرات قیمت تصادفی نیست)
۳ - تاریخ تکرار می‌شود (واکنشی تکراری به محرک‌های مشابه در بازار نشان داده می‌شوند)

در ادامه قصد داریم نظریه فوق را مورد بررسی دقیق‌ترین قرار دهیم

۱ - قیمت همه‌چیز را منعکس می‌کند و همه‌چیز در قیمت لحاظ می‌شود

در صورتی که افراد این اصل را به درستی و کاملا درک نکرده باشند، شاید یادگیری تحلیل تکنیکال برای آنها امری بیهوده باشد چون تحلیلگران تکنیکال این اصل را مهم‌ترین باور خود می‌دانند. یک تحلیل‌گر تکنیکال اعتقاد راسخ دارد فاکتورهای بنیادی، سیاسی، جغرافیایی و همه موارد و اتفاقات دیگر در قیمت یک سهم اثر خود را می‌گذارد و نیازی به بررسی این موارد نیست و فقط باید به تحلیل نمودار قیمت پرداخت. پس تنها کاری که باقی می‌ماند بررسی حرکات قیمت است که تحلیل تکنیکال دلیل آنرا عرضه و تقاضا می‌داند. قیمت نیز تابعی از عرضه و تقاضاست و چنانچه تقاضا از عرضه پیشی بگیرد قیمت سهام افزایش و در صورتی که میزان عرضه بیش از تقاضا باشد، قیمت سهام کاهش می‌یابد.

این رابطه اساس تمام پیش‌بینی‌ها در بورس است و برداشت تحلیلگران تکنیکال از این اصل به این صورت است که اگر قیمت به هردلیلی رشد داشته پس میزان تقاضا افزایش یافته و هیچ نیازی به بررسی دلایل بنیادی و غیره نیست چون دلایل بنیادی تاثیر خود را گذاشته‌اند و اگرهم قیمت ریزش کند، دلایل بنیادی اثر خود را از دست داده‌اند. تقریبا همه تحلیل‌گران تکنیکال اعتقاد دارند عامل تغییر دهنده جهت عرضه و تقاضا، در واقع برآیند تحولات بنیادی و اقتصادی است و همین نیروست که قیمت‌ها را جابه‌جا می‌کند و نمودارها به تنهایی عامل رشد یا افت قیمت‌ها نیستند.

 

سه اصل «نظریه داو»

 

بنابراین براساس این اصل یافتن دلیل تغییر جهت قیمت برای تحلیلگر تکنیکال مهم نیست و البته در بسیاری از مواقع نیز در آغاز یک حرکت ناگهانی قیمت، هیچ‌کس به طور قطع و با اطمینان دلیل این تغییر جهت را نمی‌داند. تحلیلگر تکنیکال از این سوال که دلیل اصلی تغییر قیمت چیست به راحتی صرف‌نظر می‌کند چون فقط قیمت و حجم برای او مهم است و روی نمودار و الگوهای قیمت تمرکز دارد چون می‌داند با استفاده از الگوها می‌تواند روندها را شناسایی کرده و ثبات آنها را بسنجد.

لازم نیست یک تحلیلگر تکنیکال از بازار بسیار باهوش‌تر باشد و یا اینکه بتواند پیش‌بینی‌های حیرت‌انگیزی از آینده ارائه نماید. بلکه با وجود ابزارهای متنوعی که برای بررسی و تحلیل نمودارها وجود دارد، تحلیل‌گر تکنیکال زمان خرید و فروش سهم را براساس تحلیل خود تشخیص داده و عمل متناسب با آنرا انجام می‌دهد.

۲ - قیمت‌ها دارای روند هستند و تغییرات قیمت تصادفی نیست

تحلیلگران تکنیکال باور دارند قیمت‌ها براساس روندها حرکت می‌کنند به معنی اینکه بعد از شکل‌گیری یک روند، قیمت تمایل دارد در همان جهت و روند قبلی به حرکت ادامه دهد تا زمانی که روند مخالف آن شکل بگیرد. این فرضیه را می‌تواند بیان دیگری از «قانون اول نیوتن» درباره حرکت دانست و می‌توان آنرا به این صورت نیز گفت که قیمت‌ها تا زمانی که عواملی بازدارنده آنها را از روند خود منحرف نکرده‌اند، تمایل دارند به روند فعلی خود ادامه دهند.

تشخیص روند توسط ابزارهایی که در نرم‌افزارهای تحلیل تکنیکال در دسترس است انجام می‌گیرد و تحلیل‌گر تکنیکال تلاش می‌کند پیش از اینکه قیمت‌های آتی، روند آینده را مشخص کنند، روند را تشخیص داده و عمل مطابق با آنرا انجام دهد تا بتوانند از بازار سود کسب کنند. بیشتر استراتژی‌های تحلیل تکنیکال براساس همین فرضیه که قیمت‌ها تمایل به ماندن در روندها دارند بنا شده است.

۳ - تاریخ تکرار می‌شود

اصل مهم دیگری که در تحلیل تکنیکال وجود دارد این است که تاریخ (در قالب حرکات قیمت) تمایل دارد تکرار شود. تحلیل تکنیکال برای بررسی حرکات قیمت در بازار و درک روندها از نمودارها و الگوهای قیمت استفاده می‌کند. با وجودیکه از این نمودارها و برخی از الگوها بیش از ۱۰۰ سال است که استفاده می‌شود، تحلیلگران تکنیکال هنوز اعتقاد به مناسب بودن آنها دارند چون الگوهایی تکراری را در تحرکات قیمت نشان می‌دهند.

ذات تکرار شدن قیمت‌ها به روانشناسی بازار نسبت داده شده است، به عبارت دیگر فعالان بازار گرایش دارند واکنشی تکراری به محرک‌های مشابه در بازار نشان دهند و قسمت زیادی از مباحث تحلیل تکنیکال و مطالعه بازار، شبیه روانشناسی و بررسی رفتار انسان‌هاست.

خاطر نشان می‌سازیم که «چارلز داو» را نمی‌توان تنها عامل ترویج تحلیل تکنیکال دانست و افراد دیگری مانند ویلیام پی.همیلتون، رابرت رئا، ادسون گولد و جان مگی در ترویج علم تحلیل تکنیکال نقش به سزایی داشتند.

سایر نظریه‌های تحلیل تکنیکال

در ادامه به بررسی اولیه سایر نظریه های تحلیل تکنیکال می پردازیم.

تئوری «امواج الیوت»

رالف نلسون الیوت در سن ۶۸ سالگی در حالیکه از کم‌خونی رنج می‌برد شروع به پیش‌بینی بازار سهام کرد. صرف‌نظر از اینکه بسیاری از مردم شروع کار او را بسیار دیر می‌دانند او توانست تاثیر بزرگی روی دنیای سرمایه‌گذاری بگذارد؛ او تئوری امواج الیوت را در اواخر ۱۹۲۰ توسعه داد. وی عقیده داشت که بازار برخلاف تصور عموم بی‌نظم نیست و در واقع دارای چرخه‌هایی تکرارشونده است و کشف کرد که این امواج بازار نتیجه واکنش سرمایه‌گذاران به تاثیرات خارجی یا نتیجه وضعیت روانی غالب آنهاست. الیوت به این نتیجه رسید که امواج نزولی و صعودی بزرگ بازار همیشه به صورت الگوهایی تکرارشونده هستند که خود به امواج کوچکتری تقسیم می‌شوند.

تئوری امواج الیوت تاحدودی براساس «نظریه داو» است. به خاطر طبیعت فراکتالی بازار، الیوت قادر بود تا نوسانات و موج‌های بازار را با جزییات خیلی بیشتری مورد مطالعه قرار دهد.

کلیات نظریه امواج الیوت

- در پس هر کنش در بازار یک واکنش خواهد آمد.
- روند اصلی دارای ۵ موج است که پس از آن سه موج اصلاحی خواهد بود.
- پنج موج صعودی و سه موج اصلاحی یک چرخه را تشکیل می‌دهند.
- این ۵ و ۳ موج تبدیل به زیرموج‌هایی از موج‌های بزرگ بعدی می‌شوند.
- اساس الگوی امواج ۵ تایی و ۳ تایی ثابت باقی می‌ماند، البته طول امواج ممکن است متغیر باشد.

بعد از رالف نلسون الیوت

پس از مرگ نظریه‌پرداز امواج الیوت در سال ۱۹۴۸ میلادی، استفاده از اصول امواج الیوت در بین سایر تکنیکالیست‌های بازار و متخصصان مالی ادامه یافت و پیش‌بینی‌ها بر آن اساس به سرمایه‌گذاران ارائه می‌شد. «چارلز کالینز»، شخصی بود که کتاب "اصول امواج الیوت" را منتشر کرد و تئوری امواج الیوت را به فعالان «وال استریت» شناساند. او باعث شد نام «رالف نلسون الیوت» به پاس خدماتش به تحلیل تکنیکال هم‌ردیف نام «چارلز داو» (نظریه‌پرداز تحلیل تکنیکال) قرار گیرد.

«همیلتون بولتون»، پایه‌گذار بانک (Credit Analyst) نیز از افرادی بود که به شناخته‌شدن امواج الیوت کمک شایانی کرد. او تحلیل امواج الیوت را از طریق الحاقیه‌های تحلیل بازار به خوانندگان بسیاری در دهه ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ میلادی معرفی نمود. همچنین کتاب "اصول امواج الیوت در رفتار بازار سهام" نوشته اوست. بولتون اصول امواج الیوت را به «آ. جی. فراست» (A.J. Frost) معرفی نمود؛ «فراست» شخصی بود که بصورت هفتگی تفسیرهای اقتصادی خود را روی شبکه «فاینانشیال نیوز» در سال‌های ۱۹۸۰ میلادی ارائه می‌داد. «فراست» در طول زندگی خود خدمات ارزنده‌ای به امواج الیوت نمود و امروزه انجمن تحلیل تکنیکال کانادا جایزه یادبود «آ. جی. فراست» را به اشخاصی که در زمینه تحلیل تکنیکال مشارکت گسترده‌ای داشته‌اند اهدا می‌کند. اولین جایزه یادبود فراست در سال ۱۹۹۹ به «رابرت پریچر» (نویسنده کتاب اصول امواج الیوت) اهدا شد.

نظریه «گن»

«ویلیام دلبرت گن» را می‌توان اسرارآمیزترین معامله‌گر تاریخ نام گذاشت. مشهور است که او با استفاده از هندسه، طالع‌بینی و ریاضیات باستانی می‌توانسته بازارهای مالی و حتی رویدادهای تاریخی را با دقتی باورنکردنی پیش‌بینی کند.

«ویلیام دلبرت گن» در مزرعه‌ای در تگزاس ایالات متحده در ۶ ژوئن ۱۸۷۸ میلادی به دنیا آمد، او اولین فرزند از ۱۱ فرزند پدری کشاورز بود. «گن» به خاطر کار در مزرعه خانوادگی، وارد دبیرستان نشد. او از جمله پیروان فرقه «باپتیست» (از شاخه‌های مسیحیت) به شمار می‌رفت و در طول زندگی خود همواره بر اعتقادات مذهبی خود پایبند ماند.
دوران حرفه‌ای معامله‌گری «گن» با کار در یک کارگزاری در «تکزارکانا» ( شهری در ایالت تگزاس Texarkana) آغاز شد و به طور همزمان در مدرسه‌ای نیز بصورت شبانه‌روزی تحصیل می‌کرد. «گن» با «رنا می‌اسمیت» ازدواج کرد و حاصل آن دو دختر بود. در سال ۱۹۰۳ به نیویورک نقل مکان نمود و شرکت کارگزاری خود را با نام «W.D. Gann & Co» راه‌اندازی کرد.
فعالیت نویسندگی وی در سال ۱۹۱۹ و در سن ۴۱ سالگی با نوشتن مقالاتی روزانه در مورد بازار آغاز شد، او همچنین پیش‌بینی‌هایی از بورس سهام و بورس کالا ارائه می‌داد. در سال ۱۹۲۴ اولین کتاب خود را با نام "truth of the stock tape" منتشر نمود. «گن» جمعا ۱۰ کتاب نوشته است. در مورد نظریه گن در ایران تا جایی که اطلاع یافتیم تنها یک کتاب با نام "کتاب نظریه گن و الگوهای قیمت، زمان" توسط علی قهرمانی ترجمه شده است.

نظرات «گن» در مورد بازار

«گن» اعتقاد داشت که هراتفاقی که در بازار روی می‌دهد، دارای نقاط مرجع تاریخی است و اساسا هرچیزی که قبلا رخ داده است مجددا تکرار خواهد شد. او هندسه باستانی و طالع بینی را مطالعه کرد تا درک کند چگونه رویدادهای بازار و ارقام مشخص در طول دوره‌های مختلف تکرار شده‌اند. درباره این چرخه‌ها و دوره‌ها «گن» اظهار داشت: «برای رسیدن به موفقیت باید به مطالعه سوابق و گذشته ادامه داد، زیرا بازار آینده، تکراری از رویدادهای گذشته خواهد بود. اگر من اطلاعات را داشته باشم، می‌توانم با مطالعه چرخه‌ها بگویم که یک رویداد خاص در چه زمانی در آینده روی خواهد داد. تنها دلیل محدودیت در پیش‌بینی آینده (که براساس قوانین دقیق ریاضیات صورت می‌گیرد)، کمبود دانش صحیح درباره تاریخ گذشته است.»

او چرخه‌های مهمی را کشف کرده بود و مشاهده نمود چرخه ۶۰ ساله از اهمیت به سزایی برخودار است. «گن» اظهار داشت: «این چرخه بزرگ‌ترین و مهم‌ترین چرخه‌ است که هر از ۶۰ سال یا در انتهای سومین چرخه ۲۰ ساله تکرار می‌شود. اهمیت این چرخه را زمانی خواهید دید که به دوران جنگ در سال‌های ۱۸۶۱ تا ۱۸۶۹ و هراس ناشی از آن و همینطور بزرگ‌ترین بازار صعودی که ۶۰ سال بعد از ۱۹۲۱ تا ۱۹۲۹ رخ داد اشاره کنیم و هراس مجددی که در ادامه آن آمد. اینها دقت و ارزش این چرخه زمانی ثابت می‌کند.»

در نوامبر سال ۱۹۲۸، «گن» گزارش سالانه‌ای برای سال ۱۹۲۹ میلادی منتشر کرده و پیش‌بینی نمود که بازار بزرگ صعودی آن دهه در تاریخ ۳ سپتامبر ۱۹۲۹ به پایان خواهد رسید (سقوط بزرگ بورس نیویورک در واقع ۵۰ روز بعدتر از پیش‌بینی «گن» در تاریخ ۲۴ اکتبر همان سال روی داد) او همچنین تاکید زیادی روی چرخه ۹۰ ساله داشت و طرفداران «گن» بر همین اساس اعتقاد دارند که ۹۰ سال بعد از سال ۱۹۲۹ (به عبارتی سال ۲۰۱۹ میلادی) یک بحران اقتصادی و ریزش احتمالی بازار در پیش خواهد بود. اعتقاد به وجود یک چرخه کوچک ۱۴۴ ماهه نیز وجود دارد و فاصله بین سال ۲۰۰۷ (که شاهد ریزش بازار و بحران اقتصادی بودیم) تا ۲۰۱۹ نیز به همین میزان است.

نکته قابل توجه این است که در نوشته‌های او ابهام وجود دارد و برخی از افراد در تلاش برای رمزگشایی نوشته‌های او هستند. برخی از دیدگاه‌های واضح‌تر و شفاف‌تر «گن» به طور معمول امروزه در تحلیل تکنیکال استفاده می‌شود و اغلب در بیشتر نرم‌افزارهای تحلیلی و معاملاتی وجود دارد. از جمله ابزارهای «گن» که در نرم‌افزار تحلیل تکنیکال آساتریدر نسخه دسکتاپ نیز وجود دارند Gann Box ، Gann Square و Gann Fan هستند.

«گن» دارای منتقدان و طرفداران بسیاری می‌باشد. از جمله «الکساندر الدر»، نویسنده کتاب Trading for a living (زندگی از راه دادوستد در بازارهای مالی، نشر چالش) از جمله کسانیست که دید چندان خوبی نسبت به «گن» ندارد و او را شخصی می‌داند که فقط قصد فروش کتاب‌ها و دوره‌هایش را داشته است. با وجودیکه بسیاری از چیزها در مورد «الگوی گن» مبهم باقی ماند، اما «ویلیام دلبرت گن» نقش مهمی در ترویج تحلیل تکنیکال ایفا کرد و نام خود را به عنوان یکی از افراد مشهور در بازارهای مالی در تاریخ ثبت نمود.

فیبوناچی

لئوناردو فیبوناچی با نام اصلی «لئوناردو دا پیزا» یکی از بزرگ‌ترین ریاضی‌دانان اروپا در حدود سال ۱۱۷۵ میلادی در شهر پیزا متولد شد. پدر وی تاجری ثروتمند بود و مسافرت‌های بسیاری انجام می‌داد. فیبوناچی نیز به همراه پدر در این مسافرت‌ها حضور داشت و در اطراف دریای مدیترانه با تاجران بسیاری ملاقات می‌کرد و سیستم محاسبه آنها را می‌آموخت. او به زودی دریافت که سیستم حساب هندی-عربی دارای مزایای زیادیست و بر همین اساس در سال ۱۲۰۲ میلادی کتابی با نام ( Liber Abaci یا کتاب حساب) را تکمیل کرد، این کتاب سیستم اعداد هندی-عربی را در اروپا به محبوبیت رساند.

اعداد فیبوناچی

اعداد فیبوناچی رشته‌ای از اعداد هستند که در آنها، عدد بعدی با محاسبه‌ی مجموع دوعدد قبلی بدست می‌آید (غیر از دو عدد اول). این اعداد به نام «لئوناردو فیبوناچی» نام گذاری شده‌است. داستان کشف اعداد فیبوناچی جالب توجه است، در دوران حیات «فیبوناچی»، مسابقات ریاضی در اروپا بسیار مرسوم بود در یکی از همین مسابقات که در سال ۱۲۲۵ در شهر پیزا توسط امپراتور برگزار شده بود «لئوناردو فیبوناچی» توانست مسئله‌ای را که در مورد زاد و ولد خرگوش‌ها بود حل نماید و به دنباله زیر برسد که بعدا به «دنباله فیبوناچی» مشهور شد:

۱, ۱, ۲, ۳, ۵, ۸, ۱۳, ۲۱, ۳۴, ۵۵, ۸۹, ۱۴۴, ۲۳۳, ۳۷۷, ۶۱۰, ۹۸۷, ۱۵۹۷, ۲۵۸۴,…

فیبوناچی با حل این مسئله از راه‌حل فوق دنباله حاصل را به جهان ریاضیات معرفی نمود. خواص شگفت‌انگیز و کاربردهای فراوان اعداد فیبوناچی تا به امروز نه تنها نظر ریاضی‌دانان بلکه دانشمندان بسیاری از رشته‌های دیگر را به خود جلب کرده است. گفته می‌شود که این نسبت‌ها و دنباله فیبوناچی به وفور در طبیعت یافت می‌شود. در هر حال، چیزی که مهم است این است که بدانیم چگونه این دنباله می‌تواند در تحلیل تکنیکال به ما کمک کند.

فیبوناچی در تحلیل تکنیکال

فیبوناچی اصلاحی یکی از ابزارهای پرطرفدار در بین تحلیل‌گران تکنیکال است و در پیش‌بینی سطوح واکنشی بعد از افزایش یا کاهش در قیمت کاربرد مهمی دارد. سطوح مهم فیبوناچی اعداد ۶۱٫۸ درصد، ۵۰ درصد و ۲۸ درصد هستند.

چنگال اندرو

«آلن هال اندرو» بیشتر برای توسعه ابزار «چنگال اندرو» در تحلیل نمودارها شهرت دارد اما در واقع خدمات وی به تحلیل تکنیکال، بسیار بیشتر از توسعه این ابزار است.
زمان تولد «آلن اندرو» دقیقا مشخص نیست، او پسر یک مشاور سرمایه‌گذاری بود و به همین جهت در خانواده‌ای بزرگ شد که صحبت درباره بازار‌های مالی یک رویه روزانه بود. «آلن اندرو» باهوش بود و به خوبی ارزش تحصیلات بالا را درک می‌نمود؛ از دانشگاه هاروارد و MIT فارغ‌التحصیل شد و مدتی برای پدرش کار می‌کرد. مشهور است که او توانست در ۴ سال اول سرمایه‌گذاری‌اش با توسل به دانش بالایش در ریاضیات، یک میلیون دلار سود بدست آورد. (این مبلغ برای بیشتر از ۸۰ سال پیش مبلغ زیادی بود)

پس از بازنشستگی از جایگاه خود به عنوان مدرس از دانشگاه میامی فلوریدا، «آلن اندرو» تصمیم گرفت در کنار مدیریت سرمایه‌گذاری‌های خود، به دیگران نیز درباره سرمایه‌‌گذاری آموزش دهد؛ به همین خاطر شروع به انتشار خبرنامه‌هایی نمود که افراد می‌توانستند در آن عضو شوند و از طریق پست آنرا دریافت کنند. مطالب این خبرنامه روی تحلیل تکنیکال و روش‌های معامله‌گری که توسط خودش توسعه یافته بود تمرکز داشت.

در نهایت «آلن هال اندرو» شروع به فروش دوره‌ای ۶۰ صفحه‌ای با نام (The Action-Reaction) کرد که در بین سال‌های ۱۹۶۰ تا ۱۹۷۰ با قیمت ۱۵۰۰ دلار در دسترس بود. روش توضیح داده در دوره با نام (The Median Line Method) شناخته می‌شد.

شکل ظاهری چنگال اندرو همانطور که از نام آن پیداست مانند چنگال است. هدف اصلی از رسم چنگال اندرو یافتن سطوح حمایت و مقاومت است، «آلن اندرو» اعتقاد داشت خطوط روند کلاسیک که در نمودار رسم می‌شوند کارایی زیادی در بازارها ندارد و رسم خطوط روندی که از پیوت‌های بیشتری عبور می‌کنند، کاربردی‌تر خواهد بود. همچنین می‌بایست برمبنای خط مرکزی چنگال، تمامی نوسانات قیمت را در دو کانالی که در دوسمت خط مرکزی است داشته باشیم.

نتیجه‌گیری

تحلیل تکنیکال یکی از روش‌‌های پرطرفدار تحلیل در بازار سرمایه است و آنرا می‌توان برای تحلیل هر نوع اوراق بهادار و در هر بازاری که دارای تاریخچه قیمت و نمودار است بکار برد. جرقه توسعه این نوع تحلیل حدود ۱۰۰ سال پیش از یک سری مقالات منتشر شده در نشریه «وال استریت ژورنال» که در آن زمان اولین سال‌‌های انتشار را می‌‌گذراند زده شده و همچنان در حال بهبود و رشد است. «چارلز داو» با نظریه داو، «رالف الیوت» با نظریه امواج الیوت، «ویلیام گن» با دیدگاه‌های منحصربه‌فرد خود، «لئوناردو فیبوناچی» با اعداد فیبوناچی و «آلن هال اندرو» با چنگال اندرو ( و سایر افراد که از آنها نام نبرده نشد) هریک به نوعی به پیشرفت تحلیل تکنیکال کمک کردند. همچنین افراد زیادی نیز در سال‌های اخیر در دنیا و در ایران به آموزش و توسعه تحلیل تکنیکال پرداختند و باعث شدند تحلیل تکنیکال به بخشی جدانشدنی در تحلیل بازارهای مالی تبدیل شود.

دوره‌های آگاه آکادمی می‌تواند در یادگیری تحلیل تکنیکال به شما کمک کند. امیدواریم که از این مطلب نهایت استفاده را کرده باشید، در مقالات آتی به مفاهیم پیشرفته‌تر تحلیل تکنیکال نیز خواهیم پرداخت.