تحلیل بنیادی
ادمین سایت
6 مرداد 1405
13 دقیقه

نسبت جاری (Current Ratio) چیست؟

نسبت جاری یکی از مهم‌ترین ابزارهای سنجش سلامت مالی شرکت‌ها است. با بررسی این نسبت می‌توان فهمید که شرکت تا چه اندازه توانایی پرداخت بدهی‌های کوتاه‌مدت خود را دارد. نسبت جاری از تقسیم دارایی‌های جاری بر بدهی‌های جاری به دست می‌آید و معمولا عددی بالاتر از ۱ برای این نسبت مناسب است. استفاده از نسبت جاری به سرمایه‌گذاران کمک می‌کند شرکت‌هایی را شناسایی کنند که وضعیت نقدینگی بهتری دارند و در پرداخت تعهدات خود با مشکل مواجه نخواهند شد. این نسبت زمانی مفیدتر است که در کنار سایر نسبت‌های مالی و در مقایسه با میانگین صنعت یا دوره‌های گذشته تحلیل شود. بررسی دقیق این نسبت می‌تواند ریسک سرمایه‌گذاری را کاهش دهد و تصمیم‌گیری بهتری را برای سرمایه‌گذاران به همراه داشته باشد.

نکات کلیدی:

  • نسبت جاری از تقسیم دارایی‌های جاری بر بدهی‌های جاری شرکت به دست می‌آید.
  • این نسبت نشان می‌دهد شرکت تا چه حد توان پرداخت بدهی‌های کوتاه‌مدت خود را دارد.
  • نسبت جاری پایین‌تر از ۱ می‌تواند زنگ خطری برای توانایی شرکت در بازپرداخت بدهی‌ها باشد.
  • نسبت جاری به تنهایی برای تحلیل کافی نیست و باید در کنار سایر پارامترهای بنیادی شرکت بررسی شود.

نسبت جاری چگونه محاسبه می شود؟

همان‌گونه که گفتیم نسبت جاری از طریق تقسیم دارایی‌های جاری بر بدهی‌های جاری محاسبه می‌شود. فرمول این نسبت، به‌صورت زیر است:

فرمول و نحوه محاسبه نسبت جاری

  • دارایی‌های جاری: به دارایی‌هایی اطلاق می‌شود که انتظار می‌رود طی یک سال یا یک دوره عملیاتی به پول نقد تبدیل شوند. این شامل موجودی کالا، حساب‌های دریافتنی و وجه نقد می‌شود.
  • بدهی‌های جاری: به بدهی‌هایی گفته می‌شود که باید در مدت یک سال یا یک دوره عملیاتی پرداخت شوند. این شامل حساب‌های پرداختنی و سایر تعهدات مالی کوتاه‌مدت است.

دقت داشته باشید که، برای محاسبه نسبت جاری، اولین مرحله جمع‌آوری اطلاعات مالی است. این اطلاعات را می‌توانید به صورت تفکیک شده در ترازنامه یا همان صورت وضعیت مالی مشاهده کنید. مرحله بعد، محاسبه دارایی‌ها و بدهی‌های جاری است. استفاده از فرمول نسبت جاری، سومین قدم ما برای محاسبه این نسبت است. در ادامه یک نمونه صورت وضعیت مالی را مشاهده می‌کنید که در آن دارایی و بدهی جاری مشخص شده است.

محاسبه نسبت جاری با استفاده از صورت  های مالی

اجزای نسبت جاری

همان طور که گفتیم، نسبت جاری از تقسیم دارایی‌های جاری بر بدهی‌های جاری به دست می‌آید. بنابراین، برای تحلیل درست این نسبت باید اجزای صورت و مخرج آن را بشناسید.

دارایی‌های جاری

دارایی‌های جاری، منابعی هستند که انتظار می‌رود طی یک سال یا در طول چرخه عملیاتی شرکت به وجه نقد تبدیل، فروخته یا مصرف شوند. مهم‌ترین دارایی‌های جاری عبارت‌اند از:

  • وجه نقد و موجودی بانک
  • سرمایه‌گذاری‌های کوتاه‌مدت
  • حساب‌ها و اسناد دریافتنی
  • موجودی مواد و کالا
  • پیش‌پرداخت‌ها

البته همه دارایی‌های جاری از نقدشوندگی یکسانی برخوردار نیستند. برای مثال، وجه نقد بلافاصله قابل استفاده است اما فروش موجودی کالا یا وصول مطالبات ممکن است زمان‌بر باشد. به همین دلیل، هنگام بررسی نسبت جاری بهتر است علاوه بر مبلغ کل دارایی‌های جاری، کیفیت و قابلیت نقدشوندگی آن‌ها را نیز ارزیابی کنید.

بدهی‌های جاری

بدهی‌های جاری، تعهداتی هستند که شرکت باید معمولا طی یک سال یا یک چرخه عملیاتی پرداخت کند. بعضی از مهم‌ترین آن‌ها عبارت‌اند از:

  • حساب‌ها و اسناد پرداختنی
  • تسهیلات مالی کوتاه‌مدت
  •  بخش جاری بدهی‌های بلندمدت
  • مالیات و سود سهام پرداختنی
  • هزینه‌های پرداختنی
  •  پیش‌دریافت‌ها
  • سایر بدهی‌های جاری

افزایش بدهی‌های جاری، در صورتی که با افزایش متناسب دارایی‌های جاری همراه نباشد، باعث کاهش نسبت جاری می‌شود و می‌تواند فشار نقدینگی شرکت را افزایش دهد.

تحلیل نسبت جاری

نسبت جاری بالاتر از ۱ نشان‌دهنده این است که دارایی‌های جاری بیشتر از بدهی‌های جاری هستند و این وضعیت معمولا به عنوان نشانه‌ای از سلامت مالی تلقی می‌شود. برعکس، نسبت جاری کمتر از ۱ نشان‌دهنده این است که شرکت نمی‌تواند به راحتی بدهی‌های کوتاه‌مدت خود را پرداخت کند و ممکن است با مشکلات مالی مواجه شود. به عنوان مثال، اگر یک شرکت دارای ۱۰۰ میلیون تومان دارایی جاری و ۷۰ میلیون تومان بدهی جاری باشد، نسبت جاری آن عدد ۱.۴۳ است؛ این عدد نشان می‌دهد که شرکت قادر است به‌راحتی بدهی‌های کوتاه‌مدت خود را پرداخت کند و از وضعیت مالی خوبی برخوردار است.

حال فرض کنید دارایی جاری یک شرکت ۱۰۰ میلیون تومان و بدهی جاری آن، ۵۰ میلیون باشد؛ نسبت جاری شرکت برابر با ۲ است. این به این معنی است که این شرکت می‌تواند دو برابر بدهی‌های کوتاه‌مدت خود را با دارایی‌های جاری خود پرداخت کند. بنابراین شرکت از نظر نقدینگی در وضعیت خوبی قرار دارد و قادر است به تعهدات مالی خود در کوتاه‌مدت پاسخ دهد.

البته دقت داشته باشید که نسبت جاری بسیار بالا هم می‌تواند نگران‌کننده باشد، چرا که ممکن است نشان‌دهنده عدم استفاده مناسب از دارایی‌های جاری باشد. این را هم در نظر بگیرید که نسبت جاری مناسب می‌تواند بسته به نوع صنعت متفاوت باشد. برخی صنایع به دلیل ماهیت کسب‌وکار خود ممکن است نسبت جاری متفاوتی داشته باشند که نشان‌دهنده سلامت مالی آن‌ها باشد.

بیشتر بخوانید: تحلیل بنیادی در بورس

کاربرد‌ها و مزایای نسبت جاری

نسبت جاری یکی از ابزارهای مهم در تحلیل مالی است که به ما کمک می‌کند توانایی یک شرکت در پرداخت بدهی‌های کوتاه‌مدت را بسنجیم اما این نسبت کاربردهای دیگری هم دارد که در ادامه راجع به آن‌ها بیشتر صحبت می‌کنیم:

1- ارزیابی وضعیت نقدینگی

نسبت جاری به ما می‌گوید که شرکت تا چه اندازه می‌تواند بدهی‌های کوتاه‌مدت خود را پرداخت کند. این اطلاعات به مدیران کمک می‌کند تا در برنامه‌ریزی مالی و مدیریت وجوه نقد تصمیمات بهتری بگیرند.

2- به تصمیم‌گیری درست در سرمایه‌گذاری

سرمایه‌گذاران از نسبت جاری برای ارزیابی ریسک و پتانسیل بازدهی یک شرکت استفاده می‌کنند و بررسی نسبت جاری به آن‌ها کمک می‌کند تا شرکت‌های با نقدینگی مناسب را شناسایی کنند.

3- مقایسه شرکت‌های فعال در یک صنعت مشخص

تحلیل رقابتی نسبت جاری ابزاری مناسب برای مقایسه عملکرد مالی یک شرکت با رقبای آن در صنعت مشابه است. این مورد به ما کمک می‌کند تا متوجه شویم در یک صنعت کدام شرکت بهتر از دارایی‌های جاری خود استفاده می‌کند و کدام شرکت در پرداخت بدهی‌های کوتاه‌مدت خود، ممکن است با چالش رو به رو شود.

4- بررسی کارایی عملیاتی و نحوه به کارگیری منابع توسط شرکت

نسبت جاری می‌تواند به‌عنوان ابزاری برای بررسی کارایی عملیاتی هم مورد استفاده قرار گیرد. نسبت جاری بسیار بالا ممکن است نشان‌دهنده این باشد که یک شرکت به‌صورت موثر از دارایی‌های خود برای ایجاد درآمد استفاده نمی‌کند، در حالی که نسبت جاری پایین می‌تواند نشان‌دهنده مشکلات شرکت در پرداخت بدهی‌های کوتاه‌مدت باشد. مدیریت شرکت، می‌تواند از این اطلاعات برای اصلاح استراتژی‌های عملیاتی خود استفاده کند.

5- شناسایی مشکلات مالی یک شرکت

نسبت جاری ابزار کلیدی برای شناسایی مشکلات مالی یک شرکت است چون توانایی آن در پرداخت بدهی‌های کوتاه‌مدت را با استفاده از دارایی‌های جاری نشان می‌دهد. کاهش مداوم این نسبت می‌تواند نشانه‌ای از ضعف در مدیریت دارایی‌ها و بدهی‌ها باشد و شناسایی زودهنگام این روندها به مدیریت کمک می‌کند تا اقدامات جبرانی مناسب را انجام دهد و از بحران‌های مالی جلوگیری کند. به‌علاوه، اعتباردهندگان به این نسبت توجه دارند و نسبت پایین ممکن است اعتماد آن‌ها را کاهش دهد.

مزایا و معایب نسبت جاری

معایب نسبت جاری

این نسبت با معایبی هم همراه است که در ادامه معایب نسبت جاری را بررسی می‌کنیم:

1- در نظر نگرفتن زمان

نسبت جاری تنها به یک نقطه زمانی خاص اشاره دارد و نمی‌تواند نوسانات فصلی یا تغییرات غیرمنتظره در وضعیت مالی شرکت را منعکس کند. به همین دلیل، استفاده از آن به‌تنهایی برای ارزیابی سلامت مالی شرکت ممکن است گمراه‌کننده باشد.

2- در نظر نگرفتن نقدشوندگی دارایی‌های غیرنقدی

نسبت جاری در عمل می‌تواند به‌واسطه وجود دارایی‌های غیرنقدی، مانند موجودی‌ کالا، که نقدشوندگی کمتری دارند، تحت تاثیر قرار گیرد. به بیانی ساده‌تر موجودی کالا یکی از دارایی‌های جاری است اما بسته به نوع کالا، ممکن است مدت زمان زیادی برای تبدیل آن به وجه نقد نیاز باشد.

3- در نظر نگرفتن جزئیات

این نسبت اطلاعات کلی درباره نقدینگی را ارائه می‌دهد و جزئیات و اطلاعات بیشتری درباره نوع دارایی‌ها و بدهی‌ها را فراهم نمی‌کند.

4- عدم پوشش نوسانات بدهی‌ها

بدهی‌های جاری ممکن است به‌صورت ناگهانی تغییر کند، که این اتفاق می‌تواند تاثیر زیادی بر نسبت جاری داشته باشد. اما بر اساس نحوه محاسبه این نسبت، نوسانات بدهی‌ها در نظر گرفته نمی‌شود.

عوامل موثر بر نسبت جاری 

نسبت جاری تحت تاثیر تغییرات دارایی‌ها و بدهی‌های جاری شرکت قرار دارد. مهم‌ترین عوامل موثر بر آن عبارت‌اند از:

میزان وجه نقد و سرمایه‌گذاری‌های کوتاه‌مدت: افزایش وجه نقد، سپرده‌های بانکی و سرمایه‌گذاری‌های کوتاه‌مدت معمولا باعث افزایش نسبت جاری می‌شود. بااین‌حال، نگهداری بیش از اندازه وجه نقد ممکن است به معنای استفاده‌نکردن موثر از منابع شرکت باشد.

وضعیت حساب‌های دریافتنی: افزایش فروش اعتباری و حساب‌های دریافتنی می‌تواند نسبت جاری را افزایش دهد اما اگر مطالبات شرکت دیر‌وصول یا مشکوک‌الوصول باشند، این افزایش لزوما به معنای بهبود نقدینگی نیست.

مقدار و کیفیت موجودی کالا: خرید یا تولید بیشتر کالا، دارایی‌های جاری و در نتیجه نسبت جاری را افزایش می‌دهد. بااین‌حال، موجودی راکد، قدیمی یا کم‌فروش ممکن است به‌راحتی به وجه نقد تبدیل نشود و قدرت نقدینگی واقعی شرکت را کمتر از مقدار نشان‌داده‌شده توسط نسبت جاری کند.

تغییر بدهی‌های کوتاه‌مدت: افزایش حساب‌های پرداختنی، دریافت تسهیلات کوتاه‌مدت یا نزدیک‌شدن زمان سررسید بدهی‌های بلندمدت، بدهی‌های جاری را افزایش می‌دهد و باعث کاهش نسبت جاری می‌شود.

نحوه تامین مالی شرکت: اگر شرکت برای تامین منابع خود از بدهی‌های کوتاه‌مدت استفاده کند، نسبت جاری آن معمولا کاهش می‌یابد. در مقابل، افزایش سرمایه یا دریافت تسهیلات بلندمدت می‌تواند فشار بدهی‌های جاری را کمتر کند.

چرخه عملیاتی و ماهیت صنعت: شرکت‌هایی که موجودی کالا را سریع‌تر می‌فروشند و مطالبات خود را زودتر وصول می‌کنند، معمولا به سطح پایین‌تری از دارایی‌های جاری نیاز دارند. به همین دلیل، نسبت جاری مناسب در صنایع مختلف متفاوت است و مقایسه شرکت‌های متعلق به صنایع متفاوت ممکن است نتیجه دقیقی ارائه نکند.

فصل فعالیت شرکت: در کسب‌وکارهای فصلی، میزان موجودی کالا، مطالبات و بدهی‌های جاری در طول سال تغییر می‌کند. بنابراین، نسبت جاری در پایان یک دوره خاص ممکن است وضعیت همیشگی شرکت را نشان ندهد.

سیاست تقسیم سود و سرمایه‌گذاری: پرداخت سود نقدی، خرید دارایی‌های ثابت یا اجرای طرح‌های توسعه می‌تواند وجه نقد شرکت را کاهش دهد و بر نسبت جاری اثر بگذارد. در مقابل، فروش دارایی‌ها یا دریافت منابع مالی جدید ممکن است باعث افزایش موقت این نسبت شود.

در مجموع، نسبت جاری را نباید به‌تنهایی مبنای تصمیم‌گیری قرار دهید. این نسبت تصویری کلی از نقدینگی شرکت در یک مقطع زمانی ارائه می‌دهد اما برای ارزیابی دقیق‌تر، لازم است کیفیت دارایی‌های جاری، زمان سررسید بدهی‌ها، جریان نقد عملیاتی و شرایط صنعت را نیز در نظر بگیرید.

تفاوت نسبت جاری با نسبت آنی

گفتیم نسبت جاری نشان‌دهنده توانایی یک شرکت در پرداخت بدهی‌های کوتاه‌مدت با استفاده از دارایی‌های جاری خود است. برای محاسبه این مفهوم هم دارایی‌های جاری شرکت را بر بدهی‌های جاری آن تقسیم می‌کنیم اما نسبت آنی، نقدینگی را به‌صورت دقیق‌تری بررسی می‌کند و تنها بر دارایی‌های جاری که به‌سرعت به نقدینگی تبدیل می‌شوند، تمرکز دارد. برای محاسبه نسبت آنی موجودی کالا از دارایی‌های شرکت کسر می‌شود و در نهایت عدد به دست‌آمده را بر بدهی‌های جاری تقسیم می‌کنند.

بنابراین نسبت آنی، موجودی‌ها را از محاسبات خود حذف می‌کند و تنها روی دارایی‌های جاری که به‌سرعت به نقدینگی تبدیل می‌شوند (مانند حساب‌های دریافتنی و وجه نقد) تمرکز دارد.

نسبت جاری مناسب چقدر است؟

برای نسبت جاری نمی‌توان یک عدد ثابت و مناسب برای تمام شرکت‌ها تعیین کرد ( البته به‌طور سنتی نسبت جاری بین ۱٫۵ تا ۲، نشانه‌ای از وضعیت نقدینگی نسبتا متعادل در نظر گرفته می‌شود). مناسب ‌بودن نسبت جاری به عوامل مختلفی مانند صنعت، مدل کسب‌وکار، سرعت گردش موجودی کالا، دوره وصول مطالبات و شرایط اعتباری شرکت بستگی دارد. برای مثال، بعضی شرکت‌های خرده‌فروشی به دلیل فروش نقدی و گردش سریع کالا ممکن است با نسبت جاری پایین‌تر نیز مشکل نقدینگی نداشته باشند. در مقابل، شرکتی که مطالبات دیر‌وصول یا موجودی کالای کم‌گردش دارد، حتی با نسبت جاری بالا نیز ممکن است در پرداخت تعهدات خود با مشکل مواجه شود.

بنابراین، برای تفسیر این نسبت بهتر است آن را با موارد زیر مقایسه کنید:

  • میانگین صنعت و شرکت‌های مشابه
  • روند نسبت جاری شرکت در دوره‌های مالی مختلف
  • نسبت آنی و سایر نسبت‌های نقدینگی
  • جریان وجوه نقد عملیاتی
  • کیفیت موجودی کالا و حساب‌های دریافتنی

نسبت جاری کمتر از ۱

نسبت جاری کمتر از ۱ نشان می‌دهد که بدهی‌های جاری شرکت بیشتر از دارایی‌های جاری آن است. برای مثال، نسبت جاری ۰٫۸ به این معنا است که شرکت به ازای هر یک ریال بدهی کوتاه‌مدت، تنها ۰٫۸ ریال دارایی جاری دارد.

چنین وضعیتی می‌تواند نشانه‌ای از ضعف نقدینگی و احتمال دشواری شرکت در پرداخت تعهدات کوتاه‌مدت باشد. به‌ویژه اگر شرکت جریان نقد عملیاتی ضعیفی داشته باشد یا نتواند به‌راحتی منابع مالی جدید جذب کند.

بااین‌حال، نسبت کمتر از ۱ همیشه به معنای بحران مالی نیست. بعضی کسب‌وکارها به دلیل فروش نقدی، گردش سریع موجودی یا برخورداری از مهلت پرداخت طولانی به تأمین‌کنندگان، می‌توانند با نسبت جاری پایین نیز فعالیت عادی خود را ادامه دهند. در نتیجه، لازم است ساختار فعالیت و چرخه نقدینگی شرکت را نیز بررسی کنید.

نسبت جاری بین ۱ تا ۲

نسبت جاری بین ۱ تا ۲ معمولا نشان می‌دهد که دارایی‌های جاری شرکت از بدهی‌های جاری آن بیشتر است و شرکت در شرایط عادی می‌تواند تعهدات کوتاه‌مدت خود را پوشش دهد.

 

برای مثال، نسبت جاری ۱٫۵ به این معنا است که شرکت در مقابل هر یک ریال بدهی جاری، ۱٫۵ ریال دارایی جاری دارد. این محدوده در بسیاری از صنایع می‌تواند وضعیت نقدینگی متعادلی را نشان دهد زیرا شرکت هم حاشیه اطمینان مناسبی برای پرداخت بدهی‌ها دارد و هم احتمالا منابع زیادی را به‌صورت دارایی‌های جاری بدون استفاده نگه نداشته است.

البته حتی در این محدوده نیز باید ترکیب دارایی‌های جاری بررسی شود. اگر بخش زیادی از دارایی‌های شرکت شامل موجودی کالای راکد یا مطالبات مشکوک‌الوصول باشد، نسبت جاری ممکن است وضعیت نقدینگی را بهتر از واقعیت نشان دهد.

نسبت جاری بالاتر از ۲

نسبت جاری بالاتر از ۲ معمولا نشان‌دهنده توان مناسب شرکت در پوشش بدهی‌های کوتاه‌مدت است. برای مثال، نسبت جاری ۲٫۵ یعنی شرکت به ازای هر یک ریال بدهی جاری، ۲٫۵ ریال دارایی جاری دارد.

بااین‌حال، بالا بودن بیش از اندازه این نسبت همیشه یک نکته مثبت محسوب نمی‌شود. نسبت جاری بسیار بالا ممکن است نشان دهد که بخشی از منابع شرکت به‌صورت وجه نقد بدون استفاده، مطالبات وصول‌نشده یا موجودی کالای مازاد نگهداری شده است و مدیریت نتوانسته از دارایی‌ها به شکل موثری استفاده کند.

بنابراین، نسبت جاری بالا باید در کنار شاخص‌هایی مانند گردش موجودی کالا، دوره وصول مطالبات، بازده دارایی‌ها و برنامه‌های سرمایه‌گذاری شرکت تحلیل شود. ممکن است بالا بودن این نسبت در یک شرکت نشانه نقدینگی مطلوب و در شرکتی دیگر نشانه ضعف در مدیریت سرمایه در گردش باشد.

سخن آخر

در این مطلب بررسی نسبت جاری پرداختیم و گفتیم این مفهوم به‌عنوان یکی از ابزارهای مهم در تحلیل نقدینگی، به ما کمک می‌کند تا وضعیت مالی شرکت را از نظر توانایی در پرداخت بدهی‌های کوتاه‌مدت بررسی کنیم. درک و تحلیل درست از این نسبت می‌تواند در شناسایی مشکلات مالی بالقوه بسیار مفید باشد. با این‌ حال، معایب آن را هم باید در نظر قرار گیرد، از جمله عدم دقت در بررسی نقدینگی واقعی بکه دلیل لحاظ کردن دارایی‌های غیرنقدی است. استفاده از نسبت آنی در کنار نسبت جاری می‌تواند دید عمیق‌تری از وضعیت مالی شرکت برای ما ایجاد کند.

سوالات متداول